لغت نامه دهخدا
تازه ساز. [ زَ / زِ ] ( ن مف مرکب ) نوساز. نوساخته. نوساختمان: بِنائی تازه ساز. خانه تازه ساز. عمارت تازه ساز.
تازه ساز. [ زَ / زِ ] ( ن مف مرکب ) نوساز. نوساخته. نوساختمان: بِنائی تازه ساز. خانه تازه ساز. عمارت تازه ساز.
نوساز، نوساخته شده.
( صفت ) نو ساز نو ساخته نو ساختمان: بنایی تازه ساز خانه ای تازه ساز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو ماه عید کارم غم ز خاطر بردنست تازه ساز داغ مردم چون محرم نیستم
💡 برین مباش که قانون تازه ساز کنی به قول بلهوس از عاشق احتراز کنی
💡 زمزمه عشق از آن تازه ساز کوس بلندی فلک آوازه ساز
💡 در سال ۱۹۹۴ این خط اولین کشتی تازه ساز خود را که در سال ۱۹۹۶ با نام اماسسی آلکسا سفارش داد. کشتی توسط کشتی ساز ایتالیایی ساخته شده بود.