تاریک چشم

مترادف‌ها

چشم سیاه

متضادها

روشن چشم

لغت نامه دهخدا

تاریک چشم. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کوته نظر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شب کور. ( آنندراج ). || آنکه بینایی چشم او کم باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

کسی که بینایی چشمش کم باشد، نابینا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- آنکه بینایی چشمش اندک باشد چشم تاریک ضعیف چشم. ۲- کوته نظر. ۳- ( اسم ) شب کور
تاریکی بینائی.

جمله سازی با تاریک چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو آتش در کمانداری می افروخت شب تاریک چشم مور می دوخت

💡 پرده غفلت برافگن، تا دلت روشن شود روزن این خانه تاریک چشم عبرت است

💡 دل را سیاه آه غم آلود می کند تاریک چشم روزنه را دود می کند

💡 بیا ای عندلیب گلشن من ببین تاریک چشم روشن من

💡 در میان دو آفتاب مرا گشت تاریک چشم عالم بین

💡 در بسیاری از داستان‌های عاشقانه، توصیف زیبایی یک زن با آن تاریک چشم و نگاه نافذ، می‌تواند احساسات عمیق و اشتیاق خواننده را به خوبی برانگیزد.

💡 آن دختر جوان با آن تاریک چشم و نگاهی آرام، به سرعت توجه همه را در آن مهمانی شلوغ جلب کرد و زیبایی خاص خود را به نمایش گذاشت.

💡 شخصیت اصلی رمان، زنی با تاریک چشم و چهره‌ای آرام بود که در میان جمعیت شهر، همیشه با نگاهی متفکرانه به دنیای اطراف خود خیره می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران