فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تفحص کردن تجسس کردن. ۲ - کندن حفاری کردن: [ عشق بهر سینه که کاوش کند خون دل از دیده تراوش کند ]. ( غزالی )
( مصدر ) ۱ - تفحص کردن تجسس کردن. ۲ - کندن حفاری کردن: [ عشق بهر سینه که کاوش کند خون دل از دیده تراوش کند ]. ( غزالی )
esplorare
frugare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسنعلی میرزا هوس یزد کرد، شما میر عبدالعظیمی فرستادید، کاغذ نوشتید، پیغام دادید بیا بیا، من هم بعداز آن که نصرالله خان را بخوشی فرستادم و او ناخوشی کرد، برخاستم و آمدم و خاک پای شاهنشاه استدعا کردم قول فرمودند مأمور داشتند؛ رفتم و بی آن که طمع و توقعی داشته باشم کار یزد را درست کردم؛ کرمان را هم بر روی آن گذاشتم بسیف الملوک وسیف الدوله دادم و بخراسان آمدم آن دو جاهل مغرور، گاهی با هم نساختند، گاهی بحمل و نقل کوچ و عیش و عروسی مشغول شدند، گاه به فارسی سازش و کاوش کردند، گاه باصفهان در افتادند و همه حاضرند و منکر نمیتوانند شد که مطلقاً اذن و اجازت را لازم نمیدانستند. خودسر و خود رای، مجتهد جامع الشرایط، بل بتاج و تخت همایون شاهنشاه قسم که مخالفت بین آشکار مثل این که نوشتم زمستان و سرما و این همه قحط و غلا، قشون کشی مایة خرابی رعیت و لشگر است، خودت طهران برو و قشون را مرخص کن، نه خود باین کاغذ من اعتنا کرد، نه کاغذها را که بسایر نوکرها نوشته بودم رساند. یک بار خبر شدم که مثل ما کوی دستگاه شعربافی زود زود زود بکرمان رفته جلد جلد جلد برگشته. آه آن رفتن دریغ از آمدن.