فرهنگ فارسی
بملایمت بارامی. یا بنرمی جواب دادن. بملایمت پاسخ گفتن: ( خان و مان را لاله بر باد از عتابش میدهد گل بنرمی در صف خوبان جوابش میدهد. ) ( وال. هروی. آنندراج ) یا بنرمی حرف زدن ( سخن گفتن ).
بملایمت بارامی. یا بنرمی جواب دادن. بملایمت پاسخ گفتن: ( خان و مان را لاله بر باد از عتابش میدهد گل بنرمی در صف خوبان جوابش میدهد. ) ( وال. هروی. آنندراج ) یا بنرمی حرف زدن ( سخن گفتن ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنرمی و گرمی و تمکین و تک خرامان گرو برد از یک بیک
💡 بنرمی حلقه برسندان در زد چو کس پاسخ ندادش سخت تر زد
💡 بتی که پیکرش آراستی بنرمی سیم زبان ز تشنگیش برده تندی از سوهان
💡 سخن درشت چو کردم خرد بنرمی گفت غلط مکن که نساید کسی بسوهان در
💡 بردار درشتی ز دل خصم بنرمی کز پیه بنضج آید، ای دوست مغنده
💡 بنرمیی سوی خصم درشت می آمد برون ز دیده نگاهش، که روغن از بادام