تفسید
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) تباه کردن.
ویکی واژه
تباه کردن.
جمله سازی با تفسید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام دانه در تابه تفسیده نگیرد آرام
💡 ریشه تفسیدهٔ گیاهی ز لب کوثر رست که ز ابرش هوس قطرهٔ بارانی بود
💡 دل تفسیدهای دارم ز مخموری، بیا ساقی به کشت تشنگان، ابر قدح باریدنی دارد
💡 آن می که چو تفسیده کند طبع فسرده سد «العطش» از سینه کافور برآرد
💡 از آرزوی شوشه یخ جا بتوان داد در سینه تفسیده لبتشنه سنان را
💡 بس که شد تفسیده عالم از فروغ آفتاب چون پر پروانه می سوزد کتان در ماهتاب