جادوگر به فردی گفته میشود که به انجام اعمال جادویی، سحر و جادو، و استفاده از نیروهای ماورایی برای تأثیرگذاری بر رویدادها یا افراد میپردازد. در فرهنگها و افسانههای مختلف، جادوگران به عنوان افرادی با دانش و تواناییهای خاص در زمینههای جادو، علوم خفی، و ارتباط با نیروهای غیرقابل مشاهده شناخته میشوند.
جادوگران ممکن است در داستانها و اسطورهها به عنوان شخصیتهای مثبت یا منفی ظاهر شوند. از این رو برخی از آنها به عنوان مشاوران و درمانگران شناخته میشوند، در حالی که برخی دیگر، ممکن است به عنوان افرادی خطرناک و بدخواه تصور شوند. به طور کلی، جادوگری به معنای استفاده از تواناییهای خاص برای تأثیرگذاری بر دنیای مادی و غیرمادی است.
جادوگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) ساحر. جادو. آنکه جادوئی کند. افسونگر. مُعَقّد. عاضِه. عاضِهَة ( مؤنث ). فاجِر. طاغوت. ( منتهی الارب ). و صاحب آنندراج آرد: جادوگر به کاف فارسی؛ ساحر
(گَ ) (ص فا. ) ساحر، افسونگر.
کسی که سِحر و جادو کند، افسونگر، ساحر، جادوپیشه، جادوکار.
افسونگر، ساحر، کسی که سحروجادومیکند، جادوپیشه
( صفت ) آنکه جادویی کند ساحر افسونگر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصیبت و نیاز هرگاه دست به دست هم دهد، گسستگی نگیرد. سخن چین، سخن را از دهان تو بیرون کشد، رشوه ی پنهانی، جادوگری است.
💡 الاغ طلایی، یک سلسلهٔ پراکنده از ماجراها و وقایع فردی گوناگون را، که جادوگری، وحشت، عبارات منافی اخلاق و یک زهد عامه پسند چاشنی آن شدهاست، در بر میگیرد.
💡 بعد از شکست دیوار زمان که زندان مالوس بود افسانههای توانستند جسم فیزیکی و معنوی مالوس را برای همیشه از بین ببرند آما با فروپاشی زندان زمان بجز مالوس هیولاهای دیگر هم از بعد تاریک وارد زمان و مکان شدند و افسانهها با کمک کنستانتین جادوگر سیاه خادم بهشت به شکار این موجودات میپردازند.
💡 پس از مرگ آرودوی، سرانجام ناوگان کمکی گوندور به رهبری ائارنور دوم، پسر ائارنیل دوم شاه گوندور و به همراه آدمهای سواره اهل رووانیون از راه رسید و سپاه الفهای لیندون و ریوندل هم به آنان پیوست. پادشاه جادوگر آنگمار برای مقابله با این سپاه راه مقابله را در پیش گرفت اما سپاه او در جنگ بهطور کامل نابود شد. وی سرانجام از صحنه نبرد خارج شد و به کارن دوم پایتختش رفت و از آن جا پنهان شد.