تژ. [ ت ِ ] ( اِ ) دندان کلیددان بود. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 180 ). و رجوع به تز و تژده و تژه در همین لغت نامه شود. || برگ درخت نوبرآمده و گیاه نورسته را گویند و آن را به عربی حقل بر وزن عقل نامند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). برگ گیاه نوبرآمده بود. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ). برگ درخت نوبرآمده. ( انجمن آرا ). برگ گیاه که از نو برآید. ( شرفنامه منیری ): الاحقال؛ تژ بیاوردن کشت. ( تاج المصادر بیهقی ). || مرغکی باشد حقیر جثه و آواز حزینی هم دارد و عربان صعوه خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). مرغکی باشد کوچک جثه. ( فرهنگ جهانگیری ). صعوه. ( انجمن آرا ). مرغی کوچک که آواز حزین دارد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تز شود.
(تِ ) (اِ. ) برگ درخت یا گیاه نورسته.
۱. برگی که تازه از بغل شاخۀ درخت روییده باشد، برگ درخت، تُنده، تُنزه.
۲. گیاهی که تازه سر از خاک درآورده باشد، گیاه نورسته، جوانه.
=تژ زدن: (مصدر لازم ) ‹تیج زدن› [قدیمی] جوانه زدن، سر از خاک درآوردن گیاه.
( اسم )۱-برگ درخت یا گیاه نو رستهجوانه. ۲-گیاهی که تازه سر از خاک بر آورده باشد.
دندان کلیددان بود.
برگ درخت یا گیاه نورسته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا با تژاو این همه پند چیست بترکی چنین مهر و پیوند چیست
💡 ارغنداب در شمال غرب شهر قندهار واقع است و یکی از مناطق مهم و استراتژیک ولایت قندهار بهشمار میرود.
💡 بدان سان که شاهین رباید چکاو ربود آن گرانمایه تاج تژاو
💡 میانگین سازی هزینه به دلار: هدف این استراتژی، کاهش ریسک زیان قابل توجه هنگام سرمایهگذاری کل سرمایه پیش از سقوط بازار است.
💡 سپهبد به همراه فرخ تژاو زیونان زمین بستدی باژ و ساو
💡 بدانگه که شد روی گیتی سیاه تژاو از طلایه برآمد براه