تلگرافی

این اصطلاح به معنای مربوط به تلگراف یا متعلق به سیستم تلگراف است. این واژه به اشیاء، خدمات، یا فعالیت‌هایی اشاره دارد که به نحوی با تلگراف و ارتباطات الکتریکی مرتبط هستند.

کاربردها:

پیام: به پیام‌هایی که از طریق سیستم تلگراف ارسال می‌شوند، پیام تلگرافی گفته می‌شود. این پیام‌ها به صورت کد مورس یا دیگر روش‌های رمزگذاری ارسال می‌شوند.

سرویس تلگرافی: به خدماتی که در زمینه ارسال و دریافت پیام‌های تلگرافی ارائه می‌شود، مانند ایستگاه‌های تلگراف و خدمات ارتباطی آن، اشاره دارد.

تاریخچه:

تلگراف به عنوان یکی از اولین فناوری‌های ارتباطی سریع، در قرن نوزدهم توسعه یافت و واژه تلگرافی به سرعت با آن مرتبط شد. این واژه به تدریج به جنبه‌های مختلف ارتباطات و فناوری‌های مرتبط با آن گسترش یافت.

لغت نامه دهخدا

تلگرافی. [ ت ِ گ ِ / ت ِ ل ِ ] ( ص نسبی، ق ) منسوب به تلگراف. ( ناظم الاطباء ).به توسط تلگراف. بوسیله تلگراف. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || با عبارات سخت کوتاه و فشرده. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و تلگرافاً غلط است.

فرهنگ فارسی

۱ - منسوب به تلگراف. ۲ - بوسیل. تلگراف: (( تلگرافی حواله کنید. ) )

جملاتی از کلمه تلگرافی

طلعت پاشا در تاریخ ۷ اکتبر سال ۱۹۱۶ م. طی تلگرافی به جمال پاشا وزیر کشور توضیح می‌دهد که چرا اموال و دارایی‌های ارمنیان ساکن ترکیه را غارت و ضبط کرده‌اند. او در این تلگراف به صراحت می‌گوید: (هدف نابودی کامل ارمنیان و آثار بجا مانده در مناطق ارمنی‌نشین ترکیه بوده‌است)
پدرش در نامه ای که به یکی از دوستانش نوشت، تولد او را به جای اینکه با اشتیاق خبر دهد به صورت رویدادی که ناگزیر آن را پذیرفته‌است اطلاع داد و اظهار داشت که اگر نوزاد پسر می‌بود این امر را تلگرافی به او خبر می‌داد (یانگ برول، ۱۹۸۸، به نقل از شولتز، ۱۹۹۶).
کافرستان منطقه بت‌پرست امپراتوری از نظر سیاسی مستقل بود تا اینکه در سال ۱۸۹۱–۱۸۹۶ توسط عبدالرحمن خان فتح شد. وی به خاطر ترفندها و روشهای بی رحمانه خود در سرکوب قبایل به «امیر آهنین» معروف بود. امیر آهنین خطوط ریلی و تلگرافی که از امپراتوری‌های روسیه و انگلیس می‌آمد را «اسبهای تروا» می‌دانست و از توسعه راه‌آهن در افغانستان جلوگیری می‌کرد. وی در سال ۱۹۰۱ در بستر مریضی درگذشت و پسرش حبیب‌الله خان جانشین وی شد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم