💡 تمّت رسالة مرآة المحقّقین من تصانیف قدوة الواصلین الشیخ الاکمل محمودالجبستری علی یدالعبد الفقیر عبدالرّحیم الخوارزمی فی عشرین الربیع الاوّل سنة خمس و تسعین و ثمانمائة.
💡 و ازین طائفه بود ابوالحسین احمدبن محمّدالنوری بغدادی زاده بود خدمت سری کرده بود و از احمدبن ابی الحواری، و از اقران جنید بود وفات او اندر سنه خمس و تسعین و مأتین بود. کار او بزرگ بود و نیکو معاملت و نیکو زبان.
💡 از اقران جنید و رویم و نوری٭ و جز ایشان. یگانه در علم و شیخ جبال با کرامات ظاهر و احوال نیکو گفتهاند: که در سنه تسع و تسعین و مائتین برفت از دنیا، دران سالکه بوالحرث اولاسی٭ برفت از دنیا و بوالعباس مسروق و بوحمزهٔ بغدادی٭ ار درست شود.
💡 با شاه شجاع بنشاپور آمد، باحفص حداد ویرا گفت: که اینجا بایست که شاه آنجا اشتغال و عیال دارد، تو کسی نداری، و شاه میبازگشت، ووی بباحفص بایستاد و باحفص ویرا مجلس نهاد، و گوروی در نشاپور است در سنه ثمان و تسعین ومائتین برفت ازدنیا فی ربیع الاول.
💡 و ازین طائفه بود ابوعبداللّه محمّدبن اسمعیل المغربی استاد ابراهیم شیبان بود و شاگرد علی رزین، صد و بیست سال عمر وی بود و وفاة وی اندر سنۀ تسع و تسعین و مأتین بود کار وی عجب بود و هیچیز کی دست آدمی فرا آن رسیده بودی نخوردی بچندین سال، و بن گیاه خوردی و چیزهاء که عادة کرده بود.
💡 سی سال یک سفر کرده بود، پیش از جنید برفته! سنه خمس و تسعین و مائتین «و جنید در سنه سبع». چون نوری برفت جنید گفت: ذهب نصف هذا العلم بموت النوری. «نوری و جنید را ببغداد طاوس العباد. میگفتند»