تاتاری

تاتاری

لغت نامه دهخدا

تاتاری. ( ص نسبی ) منسوب به تاتار. رجوع به تاتار شود.
- اسب تاتاری؛ اسبهای تند رو را گویند. ترّ؛ اسب تاتاری تیزرو.جورف؛ اسب تاتاری تیزرو ( منتهی الارب ).
- چشم تاتاری؛ چشم مورب و تنگ:
گفت کای تنگ چشم تاتاری
صید ما را بچشم می ( در ) ناری ؟نظامی ( هفت پیکر ص 109 ).- زبان تاتاری؛ زبانی است از گروه زبانهای ملتصق. رجوع به ایران باستان ص 11 شود.
- مشک تاتاری؛مشکی که از ملک تاتار آرند. مشک بسیار خوب:
برده رونق به تیزبازاری
تار زلفش ز مشک تاتاری.نظامی.چنانکه تا بقیامت کسی نشان ندهد
بجز دهان فرنگی و مشک تاتاری.سعدی.رجوع به تتری شود.

فرهنگ عمید

۱. از مردم تاتار.
۲. تهیه شده به وسیلۀ قوم تاتار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به تاتار از مردم تاتار. ۲- زبان تاتاران. یا اسب تاتاری. ۱- اسبی که در زمین تاتار نشو نما کند. ۲ - اسب تیز رو. یا مشک تاتاری. مشکی که از بلاد تاتار آورند و آن بسیار نیک است.

دانشنامه عمومی

تاتاری (سرده). تاتاری ( سرده ) ( نام علمی: Carduus ) نام یک سرده از تیره کاسنیان است.

جمله سازی با تاتاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سواد شام تاری مشک تاتاری که یافت بر بیاض صبح صادق خطّ زنگاری که دید

💡 مکن با طور نظم من برابر طرز ایشان را که نتوان یافت از لادن نسیم مشک تاتاری

💡 ندانیم این نفس روح بخش جان پرور نسیم زلف تو یا بوی مشک تاتاریست

💡 هزار اشتر از بختی و جنگلی دو صد اسپ تاتاری و جزغلی

💡 گرد طاووسان دین گرد و بمان اوباش را در دهان زاغ پیسه مشک تاتاری مجوی

💡 حلقه های جعدش از هم باز کن نافه های مشک تاتاریش بین

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز