بیغش
واژه «بیغش» به معنای خالص، پاک و دور از آلودگی و زوائد است. وقتی چیزی بیغش باشد، بدون ناخالصی یا اضافههای غیرضروری است و کیفیتی خالص و ناب دارد. این واژه در متون ادبی و توصیفی برای بیان پاکی و اصالت به کار میرود.
بیغش بودن یک ویژگی مثبت محسوب میشود و معمولاً با صداقت، اصالت و خلوص همراه است. برای مثال، یک گفته یا اثر هنری بیغش، بیانکننده حقیقتی ناب و بدون تزیینات یا اغراق است. چنین ویژگیای ارزش و احترام خاصی در بین مردم دارد.
در زندگی روزمره، تلاش برای بیغش بودن میتواند به رفتار و گفتار انسانها جهت دهد. افرادی که خالص، صادق و بدون ریا عمل میکنند، روابط سالمتر و اعتماد بیشتری ایجاد میکنند. بیغش بودن نه تنها به فرد، بلکه به جامعه نیز آرامش و شفافیت میبخشد.
مترادفها
بیریا، بیچاپلوس، بیتزویر
لغت نامه دهخدا
بی غش. [ غ ِش ش / غ َش ش / غ ِ / غ َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی +غش ) خالص. پاک. دور از آلودگی و زوائد:
اوستاد اوستادان زمانه عنصری
عنصرش بی عیب و دل بی غش و دینش بی فتن.منوچهری.نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد.حافظ.گر بکاشانه رندان قدمی خواهد زد
نقل شعر شکرین و می بی غش دارم.حافظ.من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بی غشم.حافظ.شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند
که زیرکان جهان از کمندشان نرهند.حافظ.رجوع به غش شود.
- بی غش و غل؛ خالص.
- || صادق. ( آنندراج ). بدون تزویر. بدون نفاق و ریا و مکر. ( ناظم الاطباء ):
چونکه داور بود او داور بی غل و غش است
چونکه حاکم بود او حاکم بی روی و ریاست.فرخی.رجوع به غل و غش شود.
فرهنگ فارسی
خالص. پاک. دور از آلودگی و زوائد.
جمله سازی با بیغش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیدار بتان بیغش و دلشان غشناک دیدار تو پاک و دلت چون دیدن پاک
💡 آری نگار ختن دارد ز سیم سرین گنجی نهفته همی بیغش به زیر کمر
💡 بیا بگذر دگر زین خوی سرکش برون آ چون طلا از کوره بیغش
💡 دوش آمد ببر آن ساقی مهوش ما را ساغری داد از آن باده بیغش ما را
💡 ز جرم آب و گل شد صاف بیغش بیالود از حریر نورش آتش
💡 همچو زر بیغشی، زاده دارالعیار چهره نباید ز شرم، زرد و دژم داشتن