ویکی واژه
(قدیم): فرزندی که بدون اطلاع مرد، همسر وی از دیگر داشتهباشد. حرامزاده.
(قدیم): فرزندی که بدون اطلاع مرد، همسر وی از دیگر داشتهباشد. حرامزاده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل ز یک خنده بیجا به زبانها افتاد تا به آن غنچه دهن خنده بیجا چه کند
💡 احمدآباد (بیجار)، روستایی از توابع بخش کرانی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
💡 مشکل به شط باده شود زاهد سگ، پاک بیجا دو سه جامی می پاکیزه، زیان شد
💡 به آتشپاره های داغ دل بیجا نمی نازم به خون غلطم بهار لاله کاران تازه می گردد
💡 آبیجان تا سال ۱۹۸۳ پایتخت ساحل عاج بود که از آن سال به بعد شهر یاموسوکرو به عنوان پایتخت این کشور انتخاب شد.
💡 به لب مباد رهش ناله ای که بی اثرست گره شود به گلو گریه ای که بیجگرست