لغت نامه دهخدا
نوکی. [ ن َکا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَنْوَک. رجوع به اَنْوَک شود.
نوکی. [ ن َکا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَنْوَک. رجوع به اَنْوَک شود.
جمع انوک است
{apical} [پزشکی-دندان پزشکی] مربوط به نوک ریشۀ دندان
نوکی یا نیوکی نوعی غذای خمیری نسبتاً حجیم است که می تواند از موادی مانند آرد سمولینا، آرد معمولی گندم، تخم مرغ، پنیر، سیب زمینی، پودر نان یا مواد مشابه تهیه شود.
مانند بسیاری از غذاهای ایتالیایی تنوع قابل ملاحظه ای در دستور پخت آن با توجه به منطقه ای که پخته می شود وجود دارد.
مربوط به نوک ریشۀ دندان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بیتابی ره سیلاب را کی میتوان بستن کند نوکیسه را هر دم غرور مال رسواتر
💡 ادوارد مانوکیان (ارمنی: Էդվարդ Մանուկյան؛ زادهٔ ۲۷ ژوئیهٔ ۱۹۸۱) آهنگساز اهل ارمنستان است.
💡 آیدا مانوکیان (ارمنی: Աիդա Մանուկյան؛ زادهٔ ۱۰ مارس ۲۰۰۰) وزنهبردار زن اهل ارمنستان است که در مجموع در برندهٔ ۱ مدال طلا شدهاست.
💡 اسقف اعظم آرداک مانوکیان به مدت چند سال مدرس رشتهٔ زبان و ادبیات ارمنی دانشگاه تهران بود.
💡 به زلف یار از هر بند پیوند دگر دارم نه چون مرغ دل اهل هوس نوکیسه دامم