جهار

جهار

این واژه کلمه‌ای عربی است که در زبان فارسی و عربی معانی گوناگونی دارد و در فرهنگ‌های لغت مانند دهخدا، معین و عمید توضیح‌های مختلفی برای آن آورده شده است. مهم‌ترین معنای این واژه «آشکار بودن» یا «آشکار کردن» است و معمولاً در برابر پنهان و مخفی قرار می‌گیرد. در بسیاری از متون کهن، این کلمه به معنای کاری است که آشکارا و بدون پنهان‌کاری انجام شود. این واژه همچنین می‌تواند به معنی بلند کردن صدا یا با آواز سخن گفتن و خواندن باشد، به همین دلیل در برخی متون ادبی برای توصیف خواندن با صدای بلند استفاده شده است. یکی دیگر از معانی «جهار» رویارویی مستقیم با شخصی دیگر، مانند جنگ تن‌به‌تن یا مقابله آشکار با دشمن است. در بعضی کاربردها نیز این واژه به دشنام دادن یا دشمنی آشکار اشاره دارد. شاعران فارسی مانند مولوی از «جهار» در معنای آشکار و علنی استفاده کرده‌اند و آن را در برابر «سرّ» یا پنهانی قرار داده‌اند. در برخی منابع قدیمی، «جهار» معرب واژه «چهار» فارسی نیز دانسته شده است و حتی نام بتی متعلق به قبیله هوازن در عربستان قدیم نیز بوده است. با این حال، رایج‌ترین معنای آن در زبان و ادبیات، مفهوم آشکار بودن و انجام دادن کاری به صورت علنی و بی‌پرده است. به زبان ساده، «جهار» یعنی چیزی که پنهان نیست و آشکار، علنی یا با صدای بلند انجام می‌شود.

لغت نامه دهخدا

جهار. [ ج ِ ] ( ع مص ) در همه معانی رجوع به جَهْر شود. ( اقرب الموارد ). || مجاهرة. با کسی رویاروی جنگ کردن. || با آواز خواندن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || دشمنی کردن و دشنام دادن. || آشکارا گردیدن، و به این معنی بفتح جیم نیز آید. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) آشکارا:
صد نشان است از سرار و از جهار
لیک بس کن پرده زین هم برمدار.مولوی.گر همی خواهی که دشمن هم نخواهد بد ترا
نیک خواه خلق باش ای دوست در سرّ و جهار.میرخسرو ( از آنندراج ).
جهار. [ ج َ ] ( ع اِ ) لقیته نهاراً جهاراً؛ دیدم او را در روز بی پرده و حجاب. ( منتهی الارب ). رجوع به جِهار شود.
جهار. [ ج ِ ] ( معرب، اِ ) از چهار فارسی که آنرا عرب اِستار نیز گویند. ( المعرب جوالیقی ص 42 ).
جهار. [ ج ِ ] ( اِخ ) نام بتی که قبیله هوازن می پرستیدند. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(جِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - آشکار کردن. ۲ - بلند کردن آواز. ۳ - کسی را رویارو و بی حجاب دیدن. ۴ - جنگ تن به تن کردن. ۵ - آشکارا.

فرهنگ عمید

آشکار، پیدا.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱- آشکار کردن. ۲- با کسی رو یا روی جنگ کردن. ۳- به آواز خواندن. ۴- دشنام دادن. ۵- آشکار پیدا.
نام بتی که قبیله هوازن می پرستیدند

ویکی واژه

آشکار کردن.
بلند کردن آواز.
کسی را رویارو و بی حجاب دیدن.
جنگ تن به تن کردن.
آشکارا.

جمله سازی با جهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمله مکونات را چرخ زنان چو چرخ دان جسم جهار می‌کند روح سرار می‌کند

💡 رمد از خلق در سرار و جهار تا زید ایمن از شرار و شرار

💡 به ز محمود یقینم که لقب نتوان کرد وین سخن نزد همه خلق عیان است و جهار

💡 شد دین خراب این همه فسق جهار چیست مهدی کجاست گو سبب انتظار چیست

هیلا یعنی چه؟
هیلا یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز