جدار

لغت نامه دهخدا

جدار. [ ج ِ ] ( ع اِ ) دیوار. ( ترجمان عادل بن علی ). دیواره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). لاد. حائط. جَدر. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). ج، جُدر و جُدُر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): جداراً یرید اَن ینقض فاقامه. ( قرآن 18 / 77 ). و اما الجدارُ فکان لِغلامین یتیمین فی المدینة. ( قرآن 18 / 82 ).
سخاوت میان بخیلی و دستش
برآورده از روی آهن جداری.فرخی.هراس و هیبتش از بهر حبس فتنه همی
کنند حصنی سقف و جدار از آتش و آب.مسعودسعد.زانکه منزلهای دریا درفزون
وقت موجش نی جدار و نی ستون.مولوی.|| دیواره: جدار شریانهای پا ستبر و لکن مجرای خون تنگ است. ( یادداشت مؤلف ).
جدار. [ ج ِ ] ( اِخ ) نام قریه ای از قرای یمامه است. ( از معجم البلدان ).
جدار. [ ج ِ ] ( اِخ ) محله ای است ببغداد. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(جِ ) [ ع. ] (اِ. ) دیوار.

فرهنگ عمید

دیوار.

فرهنگ فارسی

دیوار، جدرجمع
( اسم ) دیوار. جمع: جدر جدران.
محله ایست ببغداد

ویکی واژه

دیوار.

جمله سازی با جدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتشکدهٔ ورمال یک آتشکده ساسانی در سیستان و با قدمت ۱۷۰۰ سال است که، از خشت و گل و ساروج ساخته شد و یکی از سالم‌ترین آتشکده‌های قبل از اسلام می‌باشد و دارای گنبد یک جداره است.

💡 در سال ۲۰۱۶، سنتز زنجیره‌های خطی تا ۶۰۰۰ اتم کربن هیبریداسیون شده اس پی گزارش شد. زنجیرها در داخل نانولوله‌های کربنی دوجداره رشد کرده و با محافظت میزبانهایشان بسیار پایدار هستند.

💡 تاجداری این‌چنین بر تخت شاهی کس ندید تاج از وی سرفراز و تخت از وی پایدار

💡 شاه بهار بست کمر را به معذرت هر شاخ و هر درخت از او تاجدار شد

💡 گسترد نام نیک چو محمود تاجدار محمود تاج شد و ز احرار روزگار

💡 بر سر تربت چه حاصل تاج زر بر سندلی تاجداری را که بر خاک لحد باشد سرش

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز