ورمال. [ وَ ] ( نف مرکب ) فرارکننده. ( ناظم الاطباء ).
- وردار و ورمال؛ آنکه چیزی را برمیدارد و فرار میکند. ( ناظم الاطباء ).
- ورمال آقا را دمش دادن؛ چیزی را برداشتن و بردن و خوردن. چپو کردن. سر خوراکی ریختن و یک باره آن را تمام کردن. ( فرهنگ فارسی معین از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
- ورمال زدن یا ورمال کردن؛ گریختن از ترس.
(وَ ) نک وردار و ورمال.، ~ آقا را دمش دادن چیزی را برداشتن و بردن و خوردن، چپو کردن، سر خوراکی ریختن و یکباره آن را تمام کردن.
ورمال (هامون). ورمال روستایی در دهستان لوتک بخش مرکزی شهرستان هامون استان سیستان و بلوچستان ایران است و جمعیت آن براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، ۳۰۰ نفر ( ۷۹ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درویش علیخان سمبوری، بزرگ طایفه ارجونی است. آنها بعد از قلعه سمور به روستای ورمال شیب آب شهرستان زابل اسکان یافتند.
💡 در اولین سال اقامت در شهر، او به عنوان نقشهکش برای معماران مختلف، مانند جولیو دورمال یا لورنزو سیگریست، کار کرد. سرانجام او در سال ۱۹۲۱ یک دفتر معماری افتتاح کرد. آندرس کالنای در سال ۱۹۸۲ در بوئنوس آیرس درگذشت. برادرش خورخه قبلاً در سال ۱۹۵۷ درگذشته بود.
💡 این مفهوم از «ارزش اختیار» در تحلیل هزینه-فایده با مفهوم ارزش اختیار در امور مالی متفاوت است، چراکه این اصطلاح در امورمالی به ارزیابی یک ابزار مالی اشاره دارد که برای خرید یک دارایی در آینده ایجاد میشود. (به ارزش انتخاب زمان مراجعه کنید)
💡 والار به عنوان منبع نور دو فانوس ساختند و در دو سمت از آردا قرار دادند. اولی فانوسی با نور آبی به نام ایلوئین که در شمال قرار دادند و دیگری در جنوب آردا که نوری طلایی داشت و نامش اورمال بود.
💡 ۸ آوریل: حاملین حلقه توسط آراگورن و سپاه غرب در سرزمین کورمالن گرامی داشته میشوند.