جايز

لغت نامه دهخدا

جایز. [ ی ِ ] ( ع ص ) جائز. ج، اَجوُز. اَجوِزَ، جوزان، جیزان و جوائِز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). روا. مشروع. حلال. مأذون. پروانگی. ( ناظم الاطباء ). سایغ. مباح. مُسَوَّغ. مُسَغَّب. مُسغَب. مُجاز: و هیچ خردمند تضییع عمر در طلب آن جایز نشمرد. ( کلیله و دمنه ). در احکام مروت غدر بچه تأویل جایز توان داشت. ( کلیله و دمنه ).
آنگه ار منبل شوی جایز بود
کانچه خواهی و آنچه جوئی آن شود.مولوی.رجوع به جائز شود. || ممکن. شایسته. ( ناظم الاطباء ). || ادغام جایز. رجوع به ادغام شود. || عقد جایز. رجوع به عقد شود.

فرهنگ معین

(یِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - روا. ۲ - مباح. ۳ - نافذ.، ~ُ ~الخطا لغزش پذیر، دارای احتمال و امکان اشتباه.

فرهنگ عمید

۱. روا، مباح.
۲. [قدیمی] ممکن.

فرهنگ فارسی

جایزه، صله، عطیه، پاداش، به کسی که کارخوبی کند
( اسم ) ۱- روا. ۲- مباح. ۳- ناقذ روان.

جمله سازی با جايز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آکادمی علوم سلطنتی سوئد جايزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۸ خود را به پل کروگمن، اقتصاددان آمريکايی اهدا کرد. پل کروگمن در دانشگاه پرینستون در آمریکا تدریس می کند و برای روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» مقاله می نویسد. وی از منتقدین بنام اقتصادی دولت جورج دبلیو بوش است. رادیو فردا

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز