بدخواب
مترادفها
بیخواب، ناآرام
متضادها
خوشخواب
لغت نامه دهخدا
بدخواب. [ ب َ خوا / خا ] ( ص مرکب ) کسی که چون از خواب بیدارش کنند بدخویی آغازد، و این حال اکثر در اطفال مشاهده می شود. ( آنندراج ):
پس از عمری که شد بیدار از آمدشد جانان
نگردد بخت با من رام بدخواب است پنداری.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).- بدخواب گشتن؛پس از بیداری تندخو گشتن:
بسان طفل بدخو بخت خواب آلوده ای دارم
که گر بیدار سازم یک دمش بدخواب می گردد.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ). || آنکه نتواند بخوابد. آنکه نتواند راحت بخوابد. بی خواب.
- بدخواب شدن؛ بدآرام شدن. ( یادداشت مؤلف ). نخوابیدن. بی خواب شدن. خواب آسوده نکردن.
- بدخواب کردن؛ نگذاشتن کسی را که بخوابد.
فرهنگ فارسی
کسی که جون از خواب بیدارش کنند بد خویی آغازد و این حال اکثر در اطفال مشاهده می شود.
جمله سازی با بدخواب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی خوابی کودکان باعث ایجاد اختلال در روند رشد کودک، هورمونهای رشد کودک در زمان خواب شبانه ترشح میکند، همچنین بدخوابی باعث عدم تمرکز کودک در طول روز میشود، همچنین خطر چاقی را افزایش میدهد. اختلال رشد و خستگی در طول روز مهمترین تأثیر بی خوابی در کودک میباشد.
💡 بد آن دیو بدخواب را برده اند همانا که یک تن به خاور نه اند
💡 محققان دریافتند که گلایه از بدخوابی با افزایش سن کاهش مییابد و کمترین شکایات از افراد بالای ۷۰ سال شنیده میشد.
💡 انسان محتمل است که از اختلالات خواب متنوعی شامل بدخوابی مثل بیخوابی، پرخوابی، حمله خواب و آپنه خواب؛ خوابپریشی مثل راه رفتن در خواب، اختلال رفتاری حرکت سریع چشم در خواب؛ دندانقروچه و خروپف رنج ببرد. استفاده از نور مصنوعی در الگوی خواب انسان تغییر اساسی ایجاد میکند
💡 اصولاً داروهای شیمی درمانی پرعارضه اند و عوارض اصلی این دارو علائم آنفلوآنزا مانند درد عضلات، ضعف عمومی، تب، سردرد، لرز و خستگی؛ ضایعات پوستی، اسهال، ریزش مو، ضایعات دهانی و بدخوابی است.