تولد

تولد فرایند ورود نوزاد به دنیای خارج از بدن جانور ماده است. هر دو نوع جانوران زنده‌زا و بچه‌زا نوزاد به دنیا می‌آورند. در جانوران بچه‌زا، جنین مواد غذایی را از طریق جفت یا روش‌های دیگر از مادر دریافت می‌کند. در مقابل، در جانوران زنده‌زا، تخم لقاح‌یافته در تخم‌راه مادر رشد می‌کند و نوزاد از آن خارج می‌شود، به طوری که جنین هیچ یا تنها مقدار بسیار کمی از مواد غذایی را از بافت مادری دریافت می‌کند. جشن تولد یا جشن زادروز، مراسمی است که به مناسبت سالروز هر فرد برگزار می‌شود. ایرانیان نخستین قوم‌هایی بودند که زادروز را جشن می‌گرفتند. هرودوت، مورخ یونانی معاصر هخامنشیان، در کتاب تاریخ خود اشاره می‌کند: از میان تمام روزهای سال، روزی که بیشترین جشن را در میان ایرانیان دارد، زادروز آنان است. بسیاری از روانشناسان به تأثیرات مثبت جشن تولد بر رفتار و آینده کودکان اعتقاد دارند. آن‌ها همچنین معتقدند که جشن تولد برای کودکان زیر چهار سال چندان معنا ندارد و از حدود چهار سالگی به بعد، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

لغت نامه دهخدا

تولد. [ ت َ وَل ْ ل ُ ] ( ع مص ) پدید آمدن چیزی از چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( آنندراج ). پدید آمدن. ( دهار ). پیدا شدن چیزی از چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پدید آمدن چیزی از غیر آن. ( از اقرب الموارد ). پدید آمدن حیوانی بدون پدر و مادر مانند حیوان متولد از آب راکد در تابستان. ( از تعریفات جرجانی ). پیدا شدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || بزادن. ( دهار ). زائیده شدن و با لفظ کردن مستعمل است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). ولادت و زائیده شدگی. ( ناظم الاطباء ). زادن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): و چون مدت درنگ او سپری شود و هنگام وضع حمل و تولد فرزند باشد بادی بر رحم مسلط شود. ( کلیله و دمنه ). به هر دو معنی رجوع به تولد کردن شود.
تولد. [ ت ُ ل ِ ] ( اِخ ) به اسپانیولی تولدو و معرب آن طلیطله شهر و مرکز ولایتی است در اسپانی و بر کنار رود تاجه واقع است و 40200 تن سکنه دارد و تا سال 1560م. پایتخت اسپانی بود. قصر معروف الخضراء که در سال 1936 م. ویران گردید در این شهر قرار داشت. کلیسای زیبا و بزرگی که متعلق به قرن 15 میلادی است در این شهر وجود دارد که اکنون به شکل یک موزه محافظت می شود. ( از لاروس ). رجوع به طلیطله در حرف ط و اسپانی و قاموس الاعلام ترکی ذیل تولده شود.

فرهنگ معین

(تَ وَ لُّ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) زاییده شدن. ۲ - پدید آمدن، به وجود آمدن.

فرهنگ عمید

۱. زاییده شدن.
۲. [مجاز] به وجود آمدن چیزی از چیز دیگر.

فرهنگ فارسی

زاییده شدن، بوجود آمدن چیزی ازچیزدیگر
۱ - ( مصدر ) زادن زاییده شدن. ۲ - پدید آمدن بوجود آمدن. ۳ - ( اسم ) زایش ولادت. جمع: تولدات.
به اسپانیولی تولد و معرب آن طلیطله شهر و مرکز ولایتی است در اسپانی و بر کنار رود تاجه واقع است

جملاتی از کلمه تولد

آن گوهر گرامی جانی، ز درج غیب بعد از پدر چو شد متولد بصد شرف
عشق از آدم و حوا متولد شده است تازه بر خاسته این شعله آتش کهن است
شد متولد زمام شاه حجاز و عراق زبس به گوشش رسید زمزمه الفراق
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم