تصابی. [ ت َ ] ( ع مص ) فریب دادن کسی را و مقتول ساختن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || میل کردن بسوی کودکی و بازی و لهو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || امردپرستی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی، امردپرستی و بچه بازی. ( ناظم الاطباء ). || عشق ورزیدن. عشق بازی کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): پارسایی را دیدم به محبت شخصی گرفتار نه طاقت صبر، نه یارای گفتار. چندان که ملامت دیدی و غرامت کشیدی، ترک تصابی نگفتی. ( گلستان ).
(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - عشق بازی، هوس رانی. ۲ - کارهای کودکانه کردن.
۱. کودکی کردن، کارهای کودکانه کردن.
۲. به لهوولعب پرداختن، عشق ورزیدن.
( مصدر ) ۱- کودکی کردن اعمال کودکانه کردن. ۲- عشق ورزیدن.
عشق بازی، هوس رانی.
کارهای کودکانه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پارسایی را دیدم به محبت شخصی گرفتار نه طاقت صبر و نه یارای گفتار. چندان که ملامت دیدی و غرامت کشیدی ترک تصابی نگفتی و گفتی:
💡 ما همبستگی خود را با کارگران اعتصابی در شرکتهای پیمانی نفت، گاز و نیروگاها اعلام میداریم، از خواستهای به حق آنان پشتیبانی میکنیم و بنا به وظیفه خود از تشکلهای بینالمللی کارگری میخواهیم که از مبارزات کارگران نفت در ایران پشتیبانی کنند.
💡 در ۱۳۳۲ در دورهٔ دوم مجلس سنا، ابوالفضل عضد سناتور انتصابی شد و یک دورهٔ چهارساله در مجلس سنا عضویت داشت. از روزی که زمزمه قانون اصلاحات ارضی شروع شد، وی به علت داشتن املاک وسیع به مخالفت پرداخت و آشکار و پنهان مخالفت خود را از این تصمیم ابراز میکرد. وفات او در ۱۳۴۹ در ۸۷ سالگی اتفاق افتاد.
💡 شهابالدوله پس از انقراض قاجاریه مدتی استاندار کرمانشاه، مدتی استاندار کردستان و چندی نیز استاندار فارس بود. در اواخر عمر دو دوره به عنوان سناتور انتصابی انتخاب شد و سرانجام در سال ۱۳۳۸ خورشیدی در سن هشتاد و هشت سالگی درگذشت. همسر شهابالدوله خواهر امانالله میرزا جهانبانی (ضیاءالدوله) بود.
💡 در ایران، برخلاف کشورهای غربی، مقام ریاست دانشگاهها انتخابی نبوده بلکه انتصابی از سطوح بالاتر است.
💡 چون شما را هست دلبر در برو دل برقرار لا تلوموا فی التصابی قلب صَلبِ مُستهام