بی پدر
متضادها
پدردار
ویکی واژه
بیپدر
کس که هنگام تولد یا قبل از تولد پدرش را از دست داده باشد. یتیم.
(توهینآمیز): ترجیحاً بیاصل و نسب، بچه سر راهی یا بدون هویت. بدو گفت نزد منوچهر شو/ بگویش که ای بیپدر شاه نو «فردوسی»
جمله سازی با بی پدر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سحاب پر زنم چشم نبی بی پسر گردد نسیم صبحدم رسم رسول بی پدر گیرد
💡 گلگونه رخسار گهر گرد یتیمی است خواری و غریبی پدر و مادر عشق است
💡 نباشد تو را در جهان هیچ نام نه این بی پدر گر شود زنده سام
💡 کنون ما بی پدر درِ یتیمیم در آن گلشن چو غنچه بی نسیمیم
💡 نخواستم من ماتم رسیده عمه طعام طعام بی پدرم، عمه بر من است حرام