زهش

لغت نامه دهخدا

زهش. [ زِ هَِ ] ( اِمص ) عمل زهیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). زائیدن. زادن. زائیده شدن. تولد. اسم مصدر زهیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). زایش:
به بالای سرو و به نیروی پیل
به انگشت خشت افکند بر دو میل
نیاید به گیتی ز راه زهش
به فرمان دادار نیکی دهش.فردوسی.بمیرد کسی کو ز مادر بزاد
زهش چون ستم بینم و مرگ داد.فردوسی. || اجتماع و پیوستگی. || مباشرت. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) آب زه و زهاب و چشمه و موضع جوشیدن و برآمدن آب از چشمه باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). آنجا که آب برمی جهد از چشمه. ( اوبهی ). زهاب. ( فرهنگ رشیدی ). آب چشمه و زه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
آفتاب فتح را از سایه چترش طلوع
آبروی ملک را از آتش تیغش زهش.کمال ( از فرهنگ رشیدی ).شاخسار عدل را عون تو باد
جویبار بذل را کلکت زهش.شمس فخری.|| صفت و تحسین هم هست.( برهان ) ( از شرفنامه منیری ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به معنی قبل و حاشیه آن شود.

فرهنگ عمید

۱. زایش.
۲. تراوش. = زهیدن

فرهنگ فارسی

زهیدن
۱ - ( اسم ) عمل زهیدن. ۲ - آب زه زهاب.

فرهنگستان زبان و ادب

{guttation, sudation} [زیست شناسی] خروج آب و مواد محلول از گیاه به صورت مایع ازطریق روزنه های آبی متـ. تعریق 2

ویکی واژه

خروج آب و مواد محلول از گیاه به‌صورت مایع ازطریق روزنه‏های آبی

جمله سازی با زهش

💡 گر شود صدساله آن خام ترش طفل و غوره‌ست او بر هر تیزهش

💡 زنه سپهر بود بس فرح بشش جانب زهشت خلد بود بس طرب بهفت اقلیم

💡 بمیرد کسی کو ز مادر بزاد زهش چون ستم بینم و مرگ داد

💡 چو او را نخستین ببینی بکش که بند طلسم است ای تیزهش

💡 جوانان زده نعره بر پیر چرخ بمانده زهش در کمان تیر چرخ

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز