خصوصاً

لغت نامه دهخدا

( خصوصاً ) خصوصاً. [ خ ُ ] ( ع ق ) بطور خصوص و علی الخصوص و بخصوص. بویژه. ( ناظم الاطباء ): طبع بشریت است و خصوصاً از آن ملوک که دشوار آید ایشان را دیدن کس که مستحق جایگاه ایشان باشد. ( تاریخ بیهقی ). و نخجیرگاهی معروف است خصوصاً کوهستان کوبنجان. ( فارسنامه ابن بلخی ). و این احتیاط واجب آمد نگاه داشت نسل را خصوصاً نژاد پادشاهی. ( فارسنامه ابن بلخی ). خصوصاً در شب بتقریب در محلی آن قصه غلبه گرگرا عرضه داشتم. ( انیس الطالبین ).

فرهنگ معین

( خصوصاً ) (خُ صَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به طور خصوصی، علی الخصوص، به ویژه.

فرهنگ عمید

مخصوصاً، به ویژه.

فرهنگ فارسی

بطور خصوص علی الخصوص بویژه.

ویکی واژه

به طور خصوصی، علی الخصوص، به ویژه.

جمله سازی با خصوصاً

💡 خصوصاً به ویرانه شهر شام گذر کن در آنجای بی‌سقف و بام

💡 بترس از عقوبت که وقتی بدست خصوصاً که مجرم نیاید به دست

💡 خصوصاً مشتری که عیب دانست دگر عیبی کجا از وی نهانست

💡 فرامرزی در مقاله نخستین مجله نوشت: «مسئله دیگری را که ما باز اهمیت می‌دهیم اطلاع از ممالک همسایه شرقی مخصوصاً اسلامی است که به عقیده ما نباید ایرانیان از آنه بی‌اطلاع باشند…» و این مبحث هنوز که هنوز است می‌تواند ادامه داشته باشد.

💡 چو جایی بود خالی و کسی نه خصوصاً در میان دوری بسی نه

💡 ازین شیوه پوش و تجمّل رواست خصوصاً که فرمودة پادشاست

دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز