پشن. [ پ َ ش َ ] ( اِخ ) نام پسر بانوگشسب دختر رستم است و این نام در اصل پشنگ بوده است.
پشن. [ پ َ ش َ ]( اِخ ) مخفف پشنک نام پدر افراسیاب. ( برهان قاطع ).
پشن. [ پ َ ش َ ] ( اِخ ) نام موضعی است که بدانجا میان پیران ویسه و طوس نوذر جنگ واقع شد و تورانیان فتح کردند و اکثر پسران گودرز در آن جنگ کشته شدندو این جنگ را جنگ لادن و جنگ پشن گویند:
بلادن که آمد سپاهی گشن
شبیخون به ایران بجنگ پشن.فردوسی.یکی سرو بد سبز و برگش گشن
بر او شاخ چون رزمگاه پشن.فردوسی.چون عارض تو ماه نباشد روشن
مانند رخت گل نبود در گلشن
مژگانْت همی گذر کند از جوشن
مانند سنان گیو در جنگ پشن.
نام موضعی که بدانجا میان پیران ویسه و طوس نوذر جنگ واقع شد
اسم: پشن (پسر) (فارسی)
معنی: پشنگ
پَشَن
بنا بر روایت، محل جنگ پیران ویسه و توس نوذر. بیشترِ پسران گودرز در آن کشته شدند و این جنگ که به جنگ پشن معروف است به پیروزی تورانیان انجامید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پشنگ آمد و خواست از من نبرد زرهدار بی لشکر و دار و برد
💡 نیاورد یک تن درود پشنگ سرش پر ز کین بود و دل پر ز جنگ
💡 پشن خود بود جنگ نورانیاس که اندر پلانه بد آن را اساس
💡 آن رزم را بسنجد اگر کس به رزم شاه چون کین کودکست بر کینه پشن
💡 شوکت پور پشنگ و تیغ عالمگیر او در همه شهنامهها شد داستان انجمن
💡 به آموی لشکر کشیدی به جنگ وز ایشان به پیش من آمد پشنگ