لغت نامه دهخدا
غولدنگ. [ دَ ] ( ص مرکب ) غول تشنگ. آدم قدبلند بدترکیب. از معنی غول بمعنی دیو مأخوذ است. ( از فرهنگ نظام ).غول دنگ یا غوله دنگ بمعنی گرد و فربه و سمین. || شریر و فتنه جو و فتنه انگیز. ( ناظم الاطباء ).
غولدنگ. [ دَ ] ( ص مرکب ) غول تشنگ. آدم قدبلند بدترکیب. از معنی غول بمعنی دیو مأخوذ است. ( از فرهنگ نظام ).غول دنگ یا غوله دنگ بمعنی گرد و فربه و سمین. || شریر و فتنه جو و فتنه انگیز. ( ناظم الاطباء ).
(لْ دَ ) (اِ. ) (عا. ) آدم درشت هیکل و بدترکیب.
شخص قدبلند و فربه، تنومند بدترکیب.
غوله دنگ، شخ قدبلندوفربه، تنومندبدترکیب
( اسم ) ۱ - شخص قد بلند بد ترکیب ۲ - شریر فتنه جو.
(عا.)
آدم درشت هیکل و بدترکیب.
💡 بُد اندر حدود چغاخور، لُری لری غولدنگی، چغاله خوری