در گویش بختیاری، شیشک به گوسفند بالغی اطلاق میشود که عموماً بین ۶ ماه تا ۱ سال سن دارد و از توانایی تولید مثل برخوردار است. به بیان دیگر، شیشک به گوسفند جوانی گفته میشود که به تازگی به بلوغ جنسی رسیده و از نظر رشد بدنی نیز در وضعیت مطلوبی قرار دارد. این دوره، مرحله نوجوانی گوسفند محسوب شده و در طی آن، حیوان به سرعت رشد کرده و افزایش قابل توجهی در وزن و قد خود تجربه میکند. بنابراین، شیشک در واقع یک اصطلاح تخصصی در حوزه دامداری است که به گوسفندی با سن معین (۶ ماه تا ۱ سال) و ویژگیهای رشدی و جنسی مشخص دلالت دارد. گوشت شیشک نیز به دلیل بافت لطیف و طعم مطلوب، در تهیه انواع غذاها مورد استفاده قرار میگیرد.
شیشک
لغت نامه دهخدا
شیشک. [ شی ش َ ] ( اِ ) شیشاک و گوسپند یکساله. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). بره شش ماهه را گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). بره شش ماهه بزرگتر از بره پروار. بره چاق شش ماهه تا یک ساله. ( یادداشت مؤلف ). در تداول اهالی خراسان، گوسپند نر که بیش از یک سال عمر داشته باشد. ( یادداشت محمدِ پروین گنابادی ). به معنی شیشاک است. ( فرهنگ جهانگیری ):
گرگ اغلب آن زمان گیرا بود
کز رمه شیشک بخود تنها رود.مولوی.چو کلکش از پی ضبط جهان میان دربست
فکند مهر شبان گرگ بر سر شیشک.ابن یمین.|| رباب چهارتار. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیشاک شود. || عکه. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). || تیهو. شیشاک. شیشوگ. || بیاح. ( مهذب الاسماء ). نوعی از ماهی. ( یادداشت مؤلف ). || تیهو را گویند، و آن را شیشاک و شیشو نیز گویند. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
(شَ ) (اِ. ) گوسفند شش ماهه یا یک ساله.
( ~. ) (اِ. ) = شیشاک: رباب چهار تار.
فرهنگ عمید
گوسفند نر شش ماهه یا یک ساله: گرگ اغلب آن گهی گیرا بُوَد / کز رمه شیشک به خود تنها رود (مولوی: ۸۶۷ ).
نوعی آلت موسیقی، رباب چهارتار.
فرهنگ فارسی
نوعی آلت موسیقی، رباب چهارتار، شیشاک:گوسفندنرشش ماهه یایکساله
( اسم ) رباب چهار تار.
ویکی واژه
گوسفند شش ماهه یا یک ساله.
شیشاک: رباب چهار تار.
جمله سازی با شیشک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرگ اغلب آنگهی گیرا بود کز رمه شیشک به خود تنها رود
💡 کاین دو تن بر من و تو میخندند چون رسد نامه، شیشکی بندند
💡 ماییم و دو شیشکک می روشن و خوش یک حوضک نقل و یک تنورک آتش