ره بردن
مترادفها
پیروز شدن، برنده شدن
متضادها
باختن
لغت نامه دهخدا
ره بردن. [ رَه ْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) راهی شدن. عازم شدن. رفتن. ( یادداشت مؤلف ):
من ره نمی برم مگر آنجا که کوی دوست
من سر نمی نهم مگرآنجا که پای یار.سعدی. || راه پیدا کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
اندر بیابانهای سخت ره برده ای بی راهبر
وین از توکل باشد ای شاه زمانه وز یقین.فرخی.رهی نمی برم و چاره ای نمی یابم
بجز محبت مردان مستقیم احوال.سعدی.- ره بردن به کسی یا جایی؛ بدو یا بدانجا دسترسی یافتن. بدان پی بردن. بدان راهنمایی شدن:
چراغی است در پیش چشم خرد
که دل ره به نورش به یزدان برد.اسدی.- || راهنمایی کردن بدان سوی:
گرت رای باشد به حکم کرم
به جایی که می دانمت ره برم.سعدی ( بوستان ).رجوع به راه بردن در همه معانی شود.
فرهنگ معین
(رَ. بُ دَ ) (مص ل. ) راه پیدا کردن، پی بردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) راه پیدا کردن
راهی شدن. عازم شدن. رفتن
ویکی واژه
راه پیدا کردن، پی بردن.
جمله سازی با ره بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هموند این ساز را به عنوان جایگزین ارزان قیمتی برای ارگهای بادی بزرگ کلیساها ساخت ولی به زودی گروههای موسیقی گاسپل آن را به کار گرفتند. جیمی اسمیت آن را وارد موسیقی جاز کرد و بعد گروههای راک نیز از آن بهره بردند.
💡 دوشن در سال ۱۸۹۴ وارد مدرسه خدمات بهداشتی نظامی لیون میشود. تز دوشن پژوهشی بود بر تقابل بین کپکها و میکروبها و رفتارهای میکروبها. وی با دفاع از تز خود موفق به دریافت دکترا در سال ۱۸۹۷ شد. این نخستین بار بود که پژوهشی بر روی امکان درمان بیماریهای میکروبی با بهره بردن از رفتار کپکها در مقابل میکروبها انجام شده بود.
💡 مردم آلوده نتوانند ره بردن به دوست پاکبازان در حریم وصل تو شایستهاند
💡 اگر وصلت همیباید مگر عشقت دلیل آید به کوی دوست ره بردن به معقولات نتوانی
💡 به خاموشی توان در مخزن اسرار ره بردن که گوهر در کف غواص از پاس نفس افتد
💡 وی معتقد به بازنگری در زمینهٔ سختافزارها و ساختار نهادهای آموزشی و بهره بردن از تحولات ساختاری و محتوایی آموزشی در غرب و شرق بود. در این زمینه، از تأسیس مدرسههای نوین در ایران حمایت میکرد و خود نیز در نجف و بغداد به تأسیس مدرسه با سبک آموزشی نوین دست زد.