خلو. [ خ ُ ] ( اِ ) نوعی ازآلوی بزرگ که آن را خلوگرده نیز گویند:
در آش خلو کوفته دیدم که بدعوی.بسحاق اطعمه ( از جهانگیری ).|| هلو که میوه ای است معروف. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ جهانگیری ).
خلو. [ خ ِل ْوْ ] ( ع ص ) خالی.تنها. منفرد. || مرد فارغ و بری. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). ج، اخلاء. || زن فارغ و بری. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج، اخلاء.
خلو. [ خ ُ ل ُوو ] ( ع مص ) خالی بودن. خلاء. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ). منه: جاؤونی خلو زید؛ ای خلوهم منه؛ ای خالین منه: چون فخرالدوله وفات یافت به قاموس کس فرستاد و از وفات او و خلو عرصه ولایت خبر داد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). برادر او را خسرو و فیروزبن رکن الدوله به خلافت ونیابت او نامزد کردند تا از خلو منصب ملک و عطلت سریر پادشاهی خللی حادث نشود. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
خلو. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام کوهی است بسیار بزرگ و بلند و شامخ. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ).
(خِ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - تهی، خالی. ۲ - بیزار.
(خُ لُ وّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - خالی شدن، تهی گشتن. ۲ - تنها بودن.
خالی بودن.
( مصدر ) ۱ - خالی شدن تهی گشتن. ۲ - تنها بودن. ۳ - ( اسم ) تنهایی.
نام کوهی است بسیار بزرگ و بلند و شامخ
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲۸(بار)
خلاء و خلوّ به معنی خالی شدن است (اقرب) ایضاً خلوّ به معنی گذشتن زمان ب کار میرود راغب میگوید: خلوّ در زمان و مکان هر دو استعمال میشود لیکن چون از خالی شدن، گذشتن آن به نظر آمده لذا اهل لغت «خلا الزمان» را: زمان گذشت معنی کردهاند. استعمالات قرآن مجید همه از این قبیل مثل هیچ امّتی نیست مگر آنکه در آن انذار کنندهای گذشته است.،،. * خلوت را از آن جهت خلوت گویند که از اغیار خالی است «خلاالیه» یعنی در خلوت به او رسید. علی هذا معنی آیه چنین میشود: و چون در خلوت به شیاطین خود رسیدند میگویند ما با شمائیم. و چون خلوت کنند سر انگشتان را از خشم بر شما بد دندان گزند. * یوسف را بکشید و یا به زمین نا معلومی بیاندازید تا توجّه پدرتان برای شما خالی از حبّ یوسف و خالص باشد. تخلیه: ترک کردن، شخص از ترک کردن، شخص از ترک شده خالی و کنار میشود راغب اصل آن را ترک کردن در جای خالی گفته است. تخلّی: خالی شدن ایّام خالیة: روزهای گذشته. * این آیه روشن میکند که هیچ امّتی از امّتها بدون پیغمبر نبوده و در تمام آنها پیامبرانی از جانب خدا آمدهاند. توضیح آنکه: چون در امّتی پیامبری از جانب خدا مبعوث شود بعد از گذشتن او دینش در اثر مرور زمان آلوده به شرک و کفر و بت پرستی میشود لذا گفتهاند ریشه شرک و بت پرستیها توحید است و هر جا که آن دو بوده باشد باید پی برد که ابتدا پیامبری بوده است در تاریخ آمریکا دیدهام: کاشفین آن چون وارد مملکت «پرو» شدند در آن جا معبد آفتاب یافتند حتی مردم آنجا میگفتند: این تازه واردها پسران آفتاباند. باید از این دریافت که در آنجا نیز پیامبرانی وجود داشته است. بطور کلّی با دقت در این آیه و تحقیق در تاریخ امتّها میتوان بوجود پیامبران در آنها پی برد و عموم موهبت الهی را در آنها کشف کرد. گر چه در ممالک غرب پیغمبری سراغ نداریم و تمام پیامبران امثال نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد «صلوات اللّه علیهم» از اهل شرقاند ولی اگر در سابقه آنها دقّت شود حتماً پیامبرانی در میان آنها بوده است. قرآن میفرماید: بعضی از پیامبران را بر تو حکایت کردیم و برخی را حکایت ننمودیم.
تهی، خالی.
بیزار.
خالی شدن، تهی گشتن.
تنها بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی
💡 دیگران مانع انسند، خوش آن خلوت وصل که همین ما و تو باشیم و نباشد دگری
💡 میر رستم، شه محمد، شاه روحانی صفت رفت ازین ویرانه و تن برد تا دار خلود
💡 اگر دست دل دیوانه را لطف تو نگرفتی کجا دل روی در خلوت سرای دلربا کردی
💡 یار در خلوت ما بود بسد پرده نهان پرده برداشت چواز خانه ببازار افتاد
💡 به خلوت دل و جان جای دادمش همه عمر مرا رواست که منت به سر نهم غم را