جیبی

مترادف‌ها

کوچک، دستی

فرهنگ معین

[ ع - فا. ] (ص نسب. ) ۱ - آن چه در جیب جا می گیرد، مناسب جیب. ۲ - قطع کتاب در اندازة ۱۱ * ۵/۱۶ سانتی متر.

ویکی واژه

tascabile
آن چه در جیب جا می‌گیرد، مناسب جیب.
قطع کتاب در اندازة ۱۱ * ۵/۱۶ سانتی م

جمله سازی با جیبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جیبی به صد شکفتگی صبح می‌درم حسرت نیاز عقل جنون زاده می کنم

💡 اسب حیوان نجیبی است فیلمی به کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا کاهانی و تهیه‌کنندگی سلیمان علی‌محمد محصول سال ۱۳۸۹ است.

💡 در روز ۲۶ دی ماه ۱۳۹۱ از تیم مس کرمان به طرز عجیبی برکنار و لوکا بوناچیچ سرمربی سابق مس کرمان-سپاهان اصفهان-فولاد خوزستان جانشین او شد.

💡 یوسف جان عاقبت خواهد ز جیبی سر زدن وانکه میزیبد بدین دولت جناب عسکری است

💡 ... این شعر را بوقتی عجیبی، که مرا از قرب نصیبی بود و کاش میشد که دوام یابد و دل از درد برهاند، نگاشته ام.

💡 نگار (لیندا کیانی)، نامزد اصلان (جواد عزتی)، که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج از کشور سفر می‌کند. اصلان به دنبال راهی برای رفتن به اروپا است تا بتواند نامزدش را برگرداند و برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی کارهای عجیبی انجام می‌دهد.

💡 امروزه استفاده از کیف‌های کوچک و جیبی برای حمل وسایل ضروری مانند کلید و پول، بین بسیاری از جوانان به دلیل راحتی بسیار رایج شده است.

💡 او تصمیم گرفت یک کتاب جیبی کوچک بخرد تا بتواند در زمان‌های مرده و در مسیرهای طولانی رفت و آمد، به مطالعه بپردازد.

💡 این دستگاه بسیار کوچک و جیبی، ابزاری فوق‌العاده کاربردی است که می‌تواند تمام نیازهای دیجیتالی یک فرد را در هر زمان و مکانی برطرف کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران