جندر

لغت نامه دهخدا

جندر. [ ج َ دَ ] ( اِ ) اسباب و رخوت پوشیدنی و غیره باشد، چه جندر خانه خانه ایست که در آن اسباب پوشیدنی و غیرپوشیدنی گذارند. ( برهان ) ( آنندراج ).
جندر. [ ج ِ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دیجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع در 9هزارگزی باختر اردبیل و 9هزارگزی شوسه مشکین شهر - اردبیل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنه آن 476 تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ معین

(جَ دَ ) (اِ. ) رخت، جامه.

فرهنگ عمید

جامه، رخت، پوشیدنی، پوشاک.

فرهنگ فارسی

( اسم ) رخت جامه.

ویکی واژه

رخت، جامه.

جمله سازی با جندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کریستین همه‌جنس‌گرا است. در یک مصاحبه در اکتبر سال ۲۰۱۹ با مجله اتیتیود، وی بیان کرد که یک جندرکوییر می‌باشد.

💡 ترنس‌جندر گرایش جنسی نیست، هویت جنسیتی است. یک فرد ترنس می‌تواند دگرجنس‌گرا، همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا، همه‌جنس‌گرا، چندجنس‌گرا یا بی‌جنس‌گرا باشد.

💡 برآمد عالم از صیقل چو جندرخانه شد گیتی که بشنیدند کو خواهد ملیحان را فریبیدن

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز