جملی

لغت نامه دهخدا

جملی. [ ج َ م َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به جمل و آن پدر قبیله ایست از مذحج. ( منتهی الارب ).
جملی. [ ج َ م َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به جمل بن کنانةبن ناجیةبن مراد. ( لباب الانساب ).
جملی. [ ج َ م َ ] ( اِخ ) عبداﷲبن عمروبن هند. ازمحدثان است. وی از علی روایت دارد. ( لباب الانساب ).
جملی. [ ج َ م َ ] ( اِخ ) عمروبن مرة. از محدثان است. ( لباب الانساب ).
جملی. [ ج َ م َ ]( اِخ ) هندبن عمرو. از تابعیان است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

هند بن عمرو از تابعیان است

جمله سازی با جملی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من از مفصل این نکته مجملی گفتم تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

💡 معین دین و دل و باعث نجات و هلاک که حرف مجملی از وصف اوست چار کتاب

💡 درون خلوت جاهش جملیه ایست شکوه ز طوق حلقهٔ «ها» کرده عنبرین خلخال

💡 حمل جملی که بود هودجت ای مایه ناز نه عجب از طرب آید اگر اندر پرواز

💡 متن این کتیبه‌ها مجملی از شرح لشکرکشی بختیاری‌ها به اصفهان و تهران و نقشِ سردارانِ بختیاری در سرکوب استبداد صغیر و سقوطِ محمدعلی شاه در واقعهٔ مشروطیت است.

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز