جلوت. [ ج َل ْ وَ ] ( ع اِ ) هویدا و آشکارا. ضد خلوت. ( ناظم الاطباء ).
جلوة. [ ج َ/ ج ِ / ج ُ وَ ] ( ع مص ) عرض کردن عروس را بر شوهر. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به جِلاء شود.
جلوة. [ ج ِ وَ ] ( ع اِ ) آنچه عروس را شوی در وقت جلوه دهد ازکنیز و غیر آن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
(جَ وَ ) [ ع. ] (مص م. ) آشکار کردن.
۱. [مقابلِ خلوت] آشکاری، پیدایی.
۲. (اسم ) [مجاز] جای آشکار و پیدا.
= جلوت و خلوت: آشکار و پنهان.
جلوه
۱-( مصدر ) آشکار کردن ظاهر ساختن. ۲-( اسم ) آشکارایی پیدایی. ۳- آشکار پیدا. یا خلوت و جلوت. پنهان و آشکار.
آشکار کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق در خلوت کلیم اللهی است چون بجلوت می خرامد شاهی است
💡 به چشمی خلوت خود را ببیند به چشمی جلوت خود را ببیند
💡 من جرج مایکل را تا زمانی که به خاطر میاوردم دوست داشتهام، او همیشه جلوتر از زمان بود.
💡 تونی هویر بیان کرد: این زبانی است که از زمان خودش خیلی جلوتر است و نه تنها پیشرفتهٔ زبانهای گذشتهاست بلکه تأثیری در زبانهای آینده نیز دارد.
💡 فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه این جلوت جانانه آن خلوت جانانه
💡 آفتابگیرهای عدسی میتوانند تا حدی از محافظت فیزیکی برای لنز به ارمغان بیاورند، زیرا هود از خود لنز جلوتر است.