لغت نامه دهخدا
جسورانه. [ ج َ ن َ / ن ِ] ( ص نسبی، ق مرکب ) باجسارت. متهورانه. گستاخانه.
جسورانه. [ ج َ ن َ / ن ِ] ( ص نسبی، ق مرکب ) باجسارت. متهورانه. گستاخانه.
۱. بی باکانه.
۲. (قید ) گستاخانه.
باجسارت همچون جسوران: ( ( جسورانه حرف میزند. ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حزب بعث چندین بار برای در اختیار گرفتن قدرت در عراق تلاش کرد. در سال ۱۹۵۹ وقتی صدام حسین دبیرکل حزب بعث عراق بود توطئهای برای ترور عبدالکریم قاسم رئیسجمهور سوسیالیست عراق ترتیب داده شد. در این عملیات جسورانه خود صدام هم شرکت داشت و قاسم هرچند به شدت مجروح شد اما از مرگ نجات یافت. پس از حمله تعدادی از اعضای حزب بعث دستگیر شده و بسیاری هم به سوریه گریختند و مورد استقبال حزب بعث سوریه قرار گرفتند.
💡 شناسهٔ این سبک بهکارگیری اشکال هندسی دقیق و جسورانه و رنگهای روشن است و آمیختهای است از نوگرایی و طراحیهای زینتی و گرانبها. این جنبش که سالهای اوج آن دههٔ ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی بود، بر معماری، تزیینات داخلی، مُد، جواهرات و طراحی صنعتی تأثیر گذاشت.
💡 ترامپ در ۲۱ مارس ۲۰۱۶ در دیدار با هیئت تحریریه واشینگتن پست، بخشی از تیم مشاوره سیاست خارجی خود را معرفی کرد و در خصوص مسایل جهانی شیوهٔ برخوردی را طرحریزی کرد که واشینگتن پست آن را «به طرز جسورانهای عدم مداخله گرا» خواند.