جاری شدن

لغت نامه دهخدا

جاری شدن. [ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) روان شدن. روان گشتن. دویدن. رفتن. سرازیر شدن ( چنانکه آب از چشمه ). سائل گردیدن. مایع گردیدن. میعان داشتن. سیلان داشتن. فایض بودن:
دانم که فارغی تو از حال و درد سعدی
او را در انتظارت خون شد ز دیده جاری.سعدی.

فرهنگ معین

(شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) روان شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) روانشدن سرازیر شدن.

ویکی واژه

روان شدن.

جمله سازی با جاری شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جاری شدن سیل رودخانه راوی از نزدیکی آن منجر به تهدید و آسیب دیدن سایت در سالهای ۱۸۶۷، ۱۹۴۷، ۱۹۵۰، ۱۹۵۴، ۱۹۵۵، ۱۹۵۷، ۱۹۵۸، ۱۹۵۹، ۱۹۶۲، ۱۹۶۶، ۱۹۷۳، ۱۹۷۶، ۱۹۸۸، و ۲۰۱۰ شد. این سایت در طول سیل سال ۱۹۸۸ آسیب زیادی دید که بخش زیادی از سایت را به مدت ۵ روز در عمق ۱۰ فوتی آب غرق داشت.

💡 این اداره به دنبال جاری شدن سیل‌های شدیدِ ۱۹۵۵ در شمال کالیفرنیا، توسط فرماندار گودوین نایت، در سال ۱۹۵۶ با ادغام دو اداره پروژه عمومی آب و مهندسی ایالت، ایجاد شد و دفتر مرکزی آن در ساکرامنتو قراردارد.

💡 انفجار ابرنواختری نوع اول، در ستاره‌های دوتایی بسیار نزدیک رخ می‌دهد که در آن جرم ستاره کوتوله سفید به‌دلیل جاری شدن مواد از ستاره همدم به سوی آن از حد چاندراسخار بیشتر می‌شود و به علت جرم زیاد کوتوله سفید، کوتوله بر خود فرو می‌ریزد و ابرنواختر به وجود می‌آید.

زهره یعنی چه؟
زهره یعنی چه؟
بنات الرمل یعنی چه؟
بنات الرمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز