لغت نامه دهخدا
ثلاثون. [ ث َ] ( ع عدد، ص، اِ ) سی. و آن ملحق بجمع است نه جمع.
ثلاثون. [ ث َ] ( ع عدد، ص، اِ ) سی. و آن ملحق بجمع است نه جمع.
(ثَ ) [ ع. ] (اِ. ) سی.
سی، عدد سی
( اسم ) سی.
[ویکی الکتاب] معنی ثَلَاثُونَ: سی
ریشه کلمه:
ثلث (۳۲ بار)
سی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا یعنی بالغلبة و القهر و الحجة و الانتقام من الاعداء. قال السدی ما قتل قوم نبیّا قطّ او قوما من دعاة الحق من المؤمنین الّا بعث اللَّه من ینتقم لهم فصاروا منصورین فان قتلوا کما نصر یحیی بن زکریاء لمّا قتل قتل به سبعون الفا. قال عبد اللَّه بن سلام: ما قتلت امّة نبیّها الا قتل به منهم سبعون الفا و لا قتلوا خلیفته الا قتل به خمسة و ثلاثون الفا.
💡 و عن عمران بن حصین «انّ رجلا جاء النبی صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فقال السلام علیکم فردّ علیه ثم جلس فقال النبی ع عشر ثم جاء آخر فقال السّلام علیکم و رحمة اللَّه، فرد علیه فجلس فقال عشرون ثم جاء آخر فقال السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته فرد علیه فجلس فقال ثلاثون و فی روایة اخری ثم اتی آخر فقال السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته و مغفرته، فقال اربعون هکذا یکون الفضائل.