تکفل. [ ت َ ک َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) پایندانی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( از زمخشری ). پذیرفتار کسی گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ضامن و متعهد چیزی شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). کفالت کردن. ( ناظم الاطباء ). پذیرفتاری. ( زمخشری ): تکفلت بالمال؛ التزمت به والزمت نفسی. ( ابن الانباری از اقرب الموارد ): هیچکدام از ایشان بسبب مشاهده غضب سلطان به تکفل مصحلت او زبان نمیدادند. ( جهانگشای جوینی ).
(تَ کَ فُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) کفیل شدن، متعهد گشتن.
۱. کفایت کردن.
۲. کفیل شدن، متعهّد شدن، به عهده گرفتن، عهده دار امری یا کاری شدن.
کفایت کردن، کفیل شدن، متعهدشدن، بعهده گرفتن
۱ - ( مصدر ) پایندانی کردن کفالت کردن کفیل شدن متعهد گشتن. ۲ -( اسم ) پذرفتاری پایندانی کفالت. جمع: تکفلات.
کفیل شدن، متعهد گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آغاز «جنگ علیه فقر» باعث شد که هزینهها برای رفاه شهروندان و پرداختی آنان افزایش پیدا کند. جنگ علیه فقر همچنین شامل دو برنامه مدیکر و مدیکید، دو برنامه جهت ارائه خدمات درمانی به سالمندان و فقرا در کنار برنامه کمکی تغذیه الحاقی و کمک به خانوادههای دارای فرزندان تحت تکفل هم میشد.
💡 وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ یقال لکلّ ما دبّ من الناس و غیرهم دابة، و الهاء للمبالغة. یقول: لیس من حیوان دبّ علی وجه الارض إِلَّا عَلَی اللَّهِ رِزْقُها غذاؤها و قوتها و ما تحتاج الیه و هو المتکفل بذلک فضلا منه و رحمة لا وجوبا.
💡 وی در شهر شیراز و بین سالهای ۱۱۰۵ تا ۱۱۰۹ به دنیا چشم گشودهاست در کودکی یتیم شد و جده اش تکفل وی را بر عهده داشت و در تربیت و تحصیل او فرونگذاشت، تحصیلات مقدماتی را در شیراز فرا گرفت و در ایام جوانی به اقتضای مشاغل خانوادهاش (بیشتر خانواده مادری) که در خدمت دولت بودند وی هم به شغل دیوانی پرداخت و حتی به وزارت فارس هم نایل گشت.
💡 این التماس را چنانکه از مروت تو سزد باجابت مقرون گردانی، چه بی سابقه معرفت در اکرام مقدم من ملاطفت واجب دیدی ودر ضیافت ابواب تکلف تکفل کردی؛ امروز که وسیلت مودت و دالت صحبت حاصل آمد اگر شفقتی کنی و اقتراح مرا باهتزاز تلقی نمایی سوالف مکرمت بدو آراسته گردد و محل شکر و منت اندران هرچه مشکورتر باشد.
💡 دیری نپایید که وصال یتیم شد و پدر مادرش سرپرستی او را برعهده گرفت. پدر مادر نیز پس از دو سال درگذشت و تربیت میرزا کوچک را خالوی او میرزا عبداله تکفل نمود. میرزا عبداله خطی متوسط داشت و از راه نوشتن قرآن امرار معاش میکرد. وصال چون به سن تمیز رسید به درویشی و فقر مایل گردید و در طلب مردی کامل بود تا دست ارادت به دامان میرزا ابوالقاسم سکوت زد.
💡 ملا علی کنی بسیاری از یتیمان درمانده و بیسرپناه را تحت تکفل قرار داده، برای گذران زندگی آنان، مقرری مناسبی در نظر گرفته بود تا فقدان پدر، قامت آنان را در مقابل فشارها و سختیهای روزگار خم نسازد.