تواری
لغت نامه دهخدا
تواری.[ ت َ ] ( ع مص ) پنهان شدن. ( زوزنی ). پوشیده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). استتار.اختفاء. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). پنهان شدن و پوشیدگی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): و پسرزاده ای را ازآن نزار که از جمله ائمه ایشان بود در زی اختفا و لباس تواری به الموت آورده است. ( جهانگشای جوینی ). که مثل چنان خصمی که ضعیف شده باشد و ستور تواری و استخفا بروی حال فروگذاشته هم در آن وهلت چگونه او را مهلت دهند؟ ( جهانگشای جوینی ). نزدیک او و مادرش کس فرستاد که از اصناف، تواری و اختفا انصاف نباشد. ( جهانگشای جوینی ). || نزد صوفیه احاطه و استیلای الهی را گویند. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) پنهان شدن، نهفته گشتن.
فرهنگ عمید
۱. پنهان شدن، نهفته شدن.
۲. دربه در شدن.
فرهنگ فارسی
پنهان شدن، نهفته شدن، دربدرشدن
۱ -( مصدر ) پنهان شدن نهفته گشتن. ۲ - در بدر شدن. ۳ -( اسم ) اختفا. ۴ - در بدری.
ویکی واژه
پنهان شدن، نهفته گشتن.
جمله سازی با تواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدی اینها در «له» دو وجه دارد: یک وجه آنست که با مصطفی (ص) شود که از اللَّه وی را هدی پیدا و وحی درست. دیگر وجه این من را است که بر سر آیت گفت، که امّت را استواری مصطفی پیداست، و پیغامبری وی درست.
💡 در سال ۶/۵۸۷ قبل از میلاد، به دنبال شورش یهودا، نبوکدنصر دوم، اورشلیم و معبد سلیمان را محاصره و ویران کرد، پادشاهیشان را منحل و بسیاری از نخبگان یهودی را به بابل تبعید کرد و بدینترتیب اسارت یهودیان آغاز شد. این شکست در تواریخ بابلی نیز ثبت شده است.
💡 به استواری جای وبه نامداری کوه فریفته شد و از راه راست کرد کران
💡 و روی انّه قال (ص): «هل تدرون ما ذاک «النّعیم»: قالوا: اللَّه و رسول اعلم. قال: «بیت یکنّک و خرقة تواری عورتک و کسرة تشدّ بها صلبک ما سوی ذلک نعیم.
💡 دوم: دوران فئودالیسم (سدههای ۲ تا ۱۹م)، شامل: ۱. دورهٔ پیدایش و استواری فئودالیسم (سدههای ۲ تا ۸م)؛ ۲. دورهٔ گسترش فئودالیسم (سدههای ۹ تا ۱۵م)؛ ۳. دورهٔ پوسیدگی و زوال فئودالیسم (سدههای ۱۵ تا ۱۹م)
💡 سختی و ستواری از حمدان و زانو دور گشت تندی و تیزی شد از دندان و چنگال ای وزیر