تمادی. [ ت َ ] ( ع مص ) ستیهیدن در چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). لجاج کردن و ادامه دادن در آن. ( از اقرب الموارد ): از شدت حال و تمادی ایام محنت و تراکم امواج کربت و مقاسات شداید غربت نالش کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || به نهایت رسیدن. || درازشدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) طول دادن، به درازا کشیدن. ۲ - مداومت کردن بر کاری.
۱. مداومت کردن بر کاری، ستیزه کردن.
۲. دراز شدن، ممتد شدن.
۳. دراز شدن مدت.
مداومت کردن برکاری وستیزه کردن، ممتدشدن
ستیهدن در چیزی. لجاج کردن و ادامه دادن در آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصریان از خیلی خیلی قدیم رابطه قابل اعتمادی میان پدیدههای آسمانی و فرایندهای زمینی یافته بودند: هنگامی که در تابستان ستاره نورانی سیروس (شعرای یمانی) برای نخستین بار در آسمان غروب ظاهر میشد، خیلی زود پس از آن رود نیل از بستر خود طغیان میکرد.
💡 به صورت کلی چهار دوره کاری با تکنیک های رنگ روغن وسیمان، پاستل، مداد رنگی و کلاژ را می توان در آثار پروانه اعتمادی مشاهده کرد.
💡 چو در رویت بخندد گُل، مشو در دامَش ای بلبل که بر گُل اعتمادی نیست، گر حُسنِ جهان دارد
💡 اگر بر زندگانی اعتمادی هست، چون صائب نفس یک پا درون خانه، یک پا در برون دارد؟
💡 در طول سالهای متمادی فعالیتش، تلاش قابل توجهی در جهت ترویج اندیشههای دینی و دفاع از دین در برابر اتهامات دیگران داشت. از گرایشهای آن دفاع از اسلام و روحانیت، توجه به واقعیت زمان، ترویج روحیه تحول خواهی در حوزههای علمیه م مراکز تبلیغات دینی بود.
💡 از مادر شایسته بر فرزند بایسته مشفقتر است و از گنده پیر زال بر شوی جوان باجمال عاشق تر، امروز از مبادی صباح تا تمادی رواح در ترتیب کار و ترکیب جشن نوبهار تو بوده است