تقبل. [ ت َ ق َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) پذیرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( آنندراج ). پذیرفتن و قبول کردن. ( غیاث اللغات ). و در دعا گویند: تقبل اﷲ اعمالکم؛ یعنی خدای تعالی کردارهای شما را بپذیرد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) ( از اقرب الموارد ). || گرفتن چیزی. ( از اقرب الموارد ). || ضامن دادن عامل.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ضامن گرفتن بر کار از کارکن. ( ناظم الاطباء ). || همانند شدن مرد پدر خود را. ( از اقرب الموارد ).
(تَ قَ بُّ ) [ ع. ] (مص م. ) پذیرفتن، به عهده گرفتن.
۱. قبول کردن، پذیرفتن.
۲. به عهده گرفتن.
قبول کردن، پذیرفتن، بعهده گرفتن
۱ -( مصدر ) پذیرفتن بگردن گرفتن بعهده گرفتن. ۲ -( اسم ) پذرفتاری پذرفتگای. ۳ - هنگامی که مودی مالیات با مامور مالیات در مورد پرداخت مالیاتی که بازدید و تخمین شده بود توافق میکرد حقوق و عوارضی از او میگرفتند که تقبل نام داشت ( آق قویونلو ). جمع: تقبلات.
[ویکی الکتاب] معنی تَقَبَّلْ: قبول کن
معنی تُقْبَلَ: که قبول شود
معنی تُقُبِّلَ: قبول شد
معنی مَا تُقُبِّلَ: قبول نمی شود
معنی لَّن تُقْبَلَ: هرگز پذیرفته نمی شود
ریشه کلمه:
قبل (۲۹۴ بار)
پذیرفتن، به عهده گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی به نحو قابل ملاحظهای کانال تلویزیونی المستقبل (که تلویزیون آینده هم نامیده میشود) و اخبار روزنامه اُ تی وی برنامههای منظمی (روزنانه ۳۰ دقیقه) را به زبان ارمنی ارائه میدهند.
💡 از حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد، اقوام ایتالیایی کمکم در شبه جزیرهٔ حاصلخیز ایتالیا ساکن شدند. گرچه اغلب آنها کشاورز بودند، اما ناگزیر شدند تقریباً بهطور دایم با غارتگران شمال بجنگند. روم تأسیس شده بود، اما چهره آرمانی کشاورز-سرباز مصمم، با نظم و وظیفهشناس در اینجا ریشه داشت و رومیان و دیدگاهی که آنان در طول تاریخ برای دین خود تقبل کردند، الهام میبخشید.
💡 در دورهٔ دوم مجلس شورای ملی، نمایندگان او را به جای اسماعیل خان نوبری که از نمایندگی آذربایجان استعفا کرده بود، در یازدهم اردیبهشت ۱۲۹۰ به نمایندگی برگزیدند. در دوره سوم (۱۴ آذر ۱۲۹۳–۱۲۹۴ خورشیدی) از طهران به وکالت مجلس شورای ملی انتخاب شد. او در مقاطع مختلف، ریاست کتابخانهٔ سلطنتی، دارالتألیف وزارت معارف، و کتابخانهٔ مجلس شورای ملی را تقبل کرد.
💡 مرا در عشق مستقبل به از ماضی بود طالع توام در عشقبازی کاردان کردی خوشت باشد
💡 و گفت: وقت عزیز خود را جز به عزیزترین چیزها مشغول مکن و عزیزترین چیزهاء بنده شغلی باشد عن الماضی و المستقبل یعنی وقت نگاه دار.
💡 حالت از کف میرود در فکر مستقبل مرو این خیال دورگرد آخر تو را، او میکند