تفتیده

لغت نامه دهخدا

تفتیده. [ ت َ دَ / دِ ] ( ن مف ) آنچه از آفتاب و آتش گرم شده باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ دِ ) (ص مف. ) نک تفته.

فرهنگ عمید

گداخته، گرم شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گرم شده داغ شده.

ویکی واژه

نک تفته.

جمله سازی با تفتیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش روبش آب روشن جوشد اندر آبگیر او در اینجا با تن تفتیدهٔ عطشان بود

💡 در روز وغا از تف شمشیر توگردون ماند به یکی آهن تفتیده در آذر

💡 بگوید به باد اینت بیداد مهر بر این زرد رویان تفتیده چهر

💡 تفتیده شود چون شرر از تیغ تو دریا کفتیده شود چون زره از تیر تو مغفر

💡 تفتیده شد منازل چون منزل سقر خوشیده شد جداول چون جدول کتاب

💡 نظاره تو زد آتش به جان خسرو، از آنک ز دور تشنه تفتیده را زلال نمود

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز