لغت نامه دهخدا
استیطان. [ اِ ] ( ع مص ) وطن گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). وطن کردن. وطن گزیدن. ایطان. جای باش ساختن از جایی. ( از منتهی الارب ).
استیطان. [ اِ ] ( ع مص ) وطن گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). وطن کردن. وطن گزیدن. ایطان. جای باش ساختن از جایی. ( از منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فَلا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ مسجد گفت و مراد همه حرم است. حرام کرد بر مشرکان که در حرم شوند یا حج کنند پس فتح مکه، معنی آنست که مؤمنان را نگذارند پس ازین که در حرم شوند نه استیطان را نه سفارت و زیارت را نه زنده و مرده فانّه ینبش قبره اذا امکن و یخرج.