تفانی

لغت نامه دهخدا

تفانی. [ ت َ ] ( ع مص ) یکدیگر را نیست و سپری گردانیدن در جنگ و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نیست گردانیدن بعض قوم مر بعضی دیگر را. ( از اقرب الموارد ):
این تفانی از ضد آید، ضد را
چون نباشد ضد، نَبْوَد جز بقا.مولوی.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) یکدیگر را نابود کردن. ۲ - (مص ل. ) با هم نیست شدن.

فرهنگ عمید

یکدیگر را نابود کردن.

ویکی واژه

یکدیگر را نابود کردن.
با هم نیست شدن.

جمله سازی با تفانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این تفانی از ضد آید ضد را چون نباشد ضد نبود جز بقا

💡 سیره علی در این زمینه خیلی دقیق است و نشانه متفانی بودن آن حضرت در راه هدفهای اسلامی است. در حالی که دیگران می‌بریدند او وصل می‌کرد، آنها پاره می‌کردند و او می‌دوخت.

💡 نویسندگان کودک، لین میکل براون و شارون لمب اظهار دارند که استفانی دارای شخصیت جالبی است و رنگ صورتی را به خاطر تیزهوشی، بازی‌های رایانه ای و طبیعت ورزشی اش تبدیل به یک رنگ قدرتمند می‌کند.

💡 باب پار با پیشواز گوناگونی از داوران روبه‌رو شده است. استفانی زاکارک از تایم به‌خوبی باب را با یک پدر واقعی مقایسه کرد.

💡 استفانی هاینتزمان (متولد ۱۰ مارس ۱۹۸۹ - آیهولتز، واله سوئیس) خواننده اهل سوئیس است.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز