نبود

لغت نامه دهخدا

نبود. [ ن َ ] ( مص مرخم، اِمص ) نبودن. نابودن. عدم. نیستی. مقابل بود: بود و نبودش یکی است؛ وجود و عدمش بی تفاوت است.

فرهنگ معین

(نَ ) (مص مر. ) عدم، نیستی.

فرهنگ فارسی

نابودن عدم نیستی.

ویکی واژه

عدم، نیستی.

جمله سازی با نبود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حال ازینگونه بود در همه شب زین کس آگه نبود، تا گه بام

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز