تضمن. [ ت َ ض َم ْ م ُ ] ( ع مص ) پذیرفتن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از تاج المصادر بیهقی ) ( از دهار ). || لازم گرفتن چیزی را از کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || در میان خویش آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). میان اندرگرفتن. ( دهار ). فراهم گرفتن چیزی را و مشتمل گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مشتمل گردیدن بر چیزی. ( از اقرب الموارد ). || فراهم گرفتن مکتوب و لفظ و معنی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فراهم گرفتن لفظ معنی راو چیزی را در ضمن گرفتن. ( آنندراج ). || ( اصطلاح منطق ) دلالت تضمنی، دلالت لفظ است بر جزء موضوع له چنانکه از لفظ انسان که برای حیوان ناطق وضع شده،حیوان خواهند. ( از اساس الاقتباس چ مدرس رضوی ص 7 ).
(تَ ضَ مُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) در برداشتن، شامل بودن.
۱. چیزی را جزء خود درآوردن، دربرداشتن، شامل بودن.
۲. پذیرفتن.
پذیرفتن، دربرداشتن، شامل بودن
۱ -( مصدر ) در برداشتن شامل بودن در ضمن داشتن. ۲ -( اسم ) شمول. جمع: تضمنات.
در برداشتن، شامل بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی به نسخ در آیات کتاب خدا معتقد نیست و آن را موهن مقام إلهی و مغایر علم خداوند میداند. وی آیه ما ننسخ من آیه او ننسها… متضمن ادیان پیشین و آیات کون میشمارد یعنی قرآن، ادیان قبل از خود را نسخ نموده و همچنین هر پدیدهای وقتی در اثر مرور زمان از بین برود یا از کار بیفتد، مثل آن یا بهتر از آن ساخته میشود و این سنت إلهی است و معنای نسخ، جز این نیست.
💡 ژان-پل سارتر مشخصاً این باورِ بنیادیِ کانت را رد میکند که عملِ اخلاقی متضمنِ پیروی از ضابطههایی است که آنها را بهشکل انتزاعی یعنی فارغ از موقعیت و مستقل از زمان و مکانِ تاریخی، سیاسی و اجتماعی میتوان دریافت. او معتقد است که گرچه امرِ ممکن و تبعاً امرِ جهانشمول، مؤلفهٔ ضروریِ عمل است، اما هر نظریهٔ اخلاقی که موقعیتِ خاصِ اونتولوژیک یا شرایطِ خاصِ افراد را نادیده میگیرد، خودبهخود محکوم است.
💡 در کتابهای عربی و فارسی نامههایی از شاهان ساسانی یا بخشهایی از آنها نقل شدهاست. این آثار متضمن دستورالعملها و خط مشی و سیاست این شاهان است و باید آنها را از زمره آثار مربوط به کشورداری بهشمار آورد.