ترکب

لغت نامه دهخدا

ترکب. [ ت َ رَک ْ ک ُ ] ( ع مص ) بر هم نشستن. ( از تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی )( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مطاوعه ترکیب. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ): چو فراشی و کناسی است، که هر امتزاجی که میان اجزاء امهات افتد بر آن قدر کز آن امتزاج آید، چیزی بسازد نباتی یا حیوانی، بدان مرین سرای را پاک همی دارد و طینتها را ازبهر آنک تا ازو ترکب مردم آید. ( جامع الحکمتین ناصرخسرو ص 130 ). || استوار شدن بر چیزی. ( از تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). استوار گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ترکیب شود.

فرهنگ معین

(تَ رَ کُّ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) استوار شدن، برهم نشستن.۲ - (اِمص. ) سواری.

فرهنگ عمید

۱. بر هم نشستن.
۲. به هم پیوستن.
۳. استوار شدن.

فرهنگ فارسی

۱-( مصدر ) استوار شدن بر هم نشستن. ۲- ( اسم ) سواری.

ویکی واژه

استوار شدن، برهم نشستن.
سوا

جمله سازی با ترکب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و روی انّ النّبی (ص) مرّ بنفر یتناضلون، فقال: ارموا بنی اسماعیل فانّ اباکم کان رامیا و انا مع ابن الادرع فطرحوا نبالهم، و قالوا من کنت معه یا رسول اللَّه غلب؟ قال ارموا و انا معکم کلّکم ارموا و ارکبوا و ان ترموا احبّ الیّ من ان ترکبوا.

💡 اما امراض قوت نظری را هر چند مراتب بسیار است، چه به حسب بساطت و چه به حسب ترکب، ولکن تباه ترین آن انواع سه نوع است: یکی حیرت و دوم جهل بسیط و سیم جهل مرکب، و نوع اول از قبیل افراط بود، و نوع دوم از جنس تفریط، و نوع سیم از جهت رداءت.

💡 ترکبن طبقا عن طبق مولائی انت کالروح و نحن لک کالاعضء

💡 بل نطفة ترکب السّفین و قد الجم نسرا و اهله الغرق‌

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران