تبعیت
واژۀ «تبعیّت» که ریشه در زبان عربی دارد، در اصل مصدر و به معنای «پیرو شدن»، «دنبال کردن» و «متابعت کردن» است. این مفهوم، جوهر اصلیِ پیروی و اقتدا به یک شخص، مرام، یا یک اصل پذیرفتهشده را در خود جای داده است. علاوه بر این، فرهنگهای لغت معتبر، از جمله «غیاثاللغات» و «آنندراج»، بر این معنای لزوم پیروی تأکید کردهاند. از نظر دستور زبان، برخی معتقدند که این واژه یک مصدر جعلی فارسی است، زیرا «تَبَع» خود یک مصدر عربی است و افزودن «یّت» به آن، یک ساختار مصدریشده را ایجاد کرده است، هرچند که این ساختار در زبان فارسی رایج شده و برای اشاره به حالتِ تابع بودن یا تبعیت کردن به کار میرود.
در کاربرد عملی، «تبعیّت» صرفاً به معنای اطاعت کورکورانه نیست، بلکه شامل تقلید روشها و پذیرش اصول مرجع نیز میشود. این مفهوم در جملاتی مانند «تبعیّت کردن» صرف میشود و نشاندهنده یک رابطه فعال میان پیرو و متبوع است. در کنار این معنای اصلی، در متون ادبی و حکمی مانند «کلیله و دمنه»، واژۀ «تبعیّت» در معنای «دنباله» یا «نتیجه» نیز به کار رفته است. به عنوان مثال، در آنجا که آمده است: «آنکه سعی برای آخرت کند مرادهای دنیا به تبعیت بیابد»، مقصود این است که پاداشها و نتایج دنیوی در پی و در نتیجه اعمال اخروی او به دست خواهند آمد.
مترادفها
پیروی، اطاعت، فرمانبرداری
متضادها
نافرمانی، سرکشی، مخالفت، عصیان
لغت نامه دهخدا
تبعیت. [ ت َ ب َ ی ی َ ] ( ع مص ) پیرو شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی؛ پیروی و متابعت و تقلید. ( ناظم الاطباء ). تابع و پیرو بودن. لفظ مذکور مصدر جعلی است، چه لفظ تبع خود مصدر است. ( فرهنگ نظام ). و با کردن صرف شود: تبعیت کردن. || ( اِ )دنبال. نتیجه: و نیز آنکه سعی برای آخرت کند مرادهای دنیا به تبعیت بیابد. ( کلیله و دمنه ).
تبعیة. [ ت َ ب َ ی ی َ ] ( ع مص ) پیروی و تقلید و متابعت. ( ناظم الاطباء ). پیروی. ( دزی ). تبعیت. رجوع به تبعیت شود.
فرهنگ معین
(تَ بَ یَّ ) [ ع. تبعیة ] (اِمص. ) پیروی، دنباله روی.
فرهنگ عمید
پیروی.
فرهنگ فارسی
پیروی
( اسم ) پیروی پسروی.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تبعیت، اصطلاحی فقهی به معنای تبعیت چیزی از حکم یا عنوان شرعی چیز دیگر می باشد.
تبعیّت یعنی ارتباط و وابستگی چیزی (تابع) به چیزی (متبوع) که از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، جهاد، تجارت، نکاح و لقطه سخن رفته است.
معنای لغوی تبعیت
تبعیت در لغت به معنای پیروی کردن و تابع بودن است و در منابع فقهی، بویژه فقه امامی، به اصطلاحی خاص تبدیل شده است. در برخی علوم دیگر مانند اصول فقه و حقوق و علوم سیاسی نیز در معانی خاصی به کار رفته است.
کاربرد واژه تبعیت در متون فقهی
کاربرد واژه تبعیت در متون فقهی، بویژه منابع متأخر امامی، رواج بسیار دارد و در ابواب گوناگون فقه از جمله طهارت و نماز و جهاد و بیع به کار می رود.
تبعیت یکی از مطهِرات در منابع فقهی
...
ویکی واژه
cittadinanza
پیروی، دنباله روی.
جمله سازی با تبعیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای دریافت خدمات اجتماعی و بهرهمندی از حقوق شهروندی در این کشور جدید، شما باید مراحل قانونی مربوط به تبعیت از قوانین ملی را به دقت طی کنید.
💡 در دنیای تجارت بینالملل، رعایت دقیق قوانین مربوط به تبعیت از استانداردهای زیستمحیطی برای شرکتهای بزرگ یک ضرورت حیاتی جهت حفظ اعتبار برند محسوب میشود.
💡 بسیاری از دانشآموزان در مسیر یادگیری، بدون آنکه متوجه باشند، از تبعیت کورکورانه از روشهای قدیمی آموزشی که دیگر کارایی ندارند، آسیبهای جدی میبینند.