لغت نامه دهخدا
تأویلی. [ ت َءْ ]( ص نسبی ) منسوب به تأویل و تفسیر سخن:
چون بمشکلهای تأویلی بگیرم راهشان
جز بسوی زشت گفتن ره ندانند ای رسول.ناصرخسرو.رجوع به تأویل شود.
تأویلی. [ ت َءْ ]( ص نسبی ) منسوب به تأویل و تفسیر سخن:
چون بمشکلهای تأویلی بگیرم راهشان
جز بسوی زشت گفتن ره ندانند ای رسول.ناصرخسرو.رجوع به تأویل شود.
منسوب به تاویل و تفسیر سخن
تأویلی
مربوط به تأویل، دارای امکان تأویل شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی با استتناد به روایات تاویلی و باطنی از اهل بیت معتقد به وجود باطنی برای ایات قرآن می باشد.
💡 در آن سخن اگر آرم شکی و تاویلی زلات وعزی یکباره گشته ام بیزار
💡 به طول و رغبت بی شبهتی و تاویلی زبان و نیت دلراست از درون و برون
💡 چون به مشکلهای تاویلی بگیرم راهشان جز بسوی زشت گفتن ره ندانند، ای رسول