لغت نامه دهخدا
بوشن. [ ب ُ / ب َ وِ ] ( اِمص ) اسم مصدر ازبودن. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بَوِش شود.
بوشن. [ ب ُ / ب َ وِ ] ( اِمص ) اسم مصدر ازبودن. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بَوِش شود.
= بوش boveš
( اسم ) بوش
بوشن ( به آلمانی: Büchen ) یک شهر در آلمان است که در هرتسوگتوم لاونبورگ واقع شده است. بوشن ۵٬۴۸۳ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوشنجی را پرسیدند که مروّت چیست گفت دست بداشتن از آنچه بر تو حرام است با کرام الکاتبین.
💡 قال ابوالحسن البوشنجی٭ المروة حسن البر. سئل الجنید عن الظرف ما هو؟ فقال: اجتناب کل خلق دنی، و استعمال کل خلق سنی و ان تعمل للّه تعالی ثم لاتری انک عملت.
💡 وی برنده جوایزی همچون جایزه گئورگ بوشنر شده است. او همینطور برنده شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز نیز شده است.
💡 ابوشنیب (به عربی: أبو شنیب) یک منطقهٔ مسکونی در سودان است که در جزیره (ایالت سودان) واقع شدهاست.
💡 در ۲۵ فوریه ۲۰۲۴، آرون بوشنل در مقابل از سفارت اسرائیل در واشینگتن دی سی، به صورت زنده در برابر دوربین خودسوزی کرد.
💡 شیخ گفت پرسیدند خواجه بوالحسن بوشنجی را رحمةاللّه علیه کی ایمان چیست و توکل چیست؟ گفت آنکه از پیش خوری و لقمه را خُرد بخایی بآرام دل، و بدانی کی آنچ تراست از تو فوت نشود.