بهتری

لغت نامه دهخدا

بهتری. [ ب ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) نیکی. نیکویی. زیبایی. خوبی. پاکی:
به فر تو گفتا همه بهتری است
ابا تو همه رنج رامشگری است.فردوسی.گذشتیم از این سد اسکندری
همه بهتری جو و نیک اختری.فردوسی.همی گفت کای برتر از برتری
فزاینده پاکی و بهتری.فردوسی.سخن به ز شکر کز او مرد را
زدرد فرومایگی بهتری است.ناصرخسرو.به شدم و بهتری نصیب تو بادا
چهره تو چون گل طری و براورش.سوزنی.

فرهنگ فارسی

نیکی. نیکویی. زیبایی. خوبی. پاکی.

جمله سازی با بهتری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی برنده جوایزی همچون جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن و جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل زن شده‌است.

💡 زهر دنیا گرچه کم می گردد از تریاق عقل بهترین افسون مار از دست خود افکندن است

💡 از وی به‌عنوان یکی از بهترین هافبک‌های دفاعی تاریخ فوتبال یاد می‌شود که در زمان اوج خود در باشگاه یوونتوس و تیم ملی هلند با تکنیک و قدرت و مدیریت خود در زمین نقش بسیار تأثیرگذاری داشت.

💡 تندیس و جایزه بهترین فیلمنامه از دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلمهای ورزشی

💡 ذکر دل عزی عظیم دارد. قال رسول اللّه: «خیر الذکر الخفی، و خیر الرزق ما یکفی». بهترین ذکرها ذکر پنهان است، و ذکر پنهان ذکر به دل است.

💡 برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری کجا یادآوری از من؟ که از من بهتری داری

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز