خراب کردن

لغت نامه دهخدا

خراب کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ویران کردن. منهدم کردن. از بین بردن:
هرگز کسی که خانه مردم خراب کرد
آباد بعد از آن نبود خانمان او.سعدی ( صاحبیه ).عشقت بنای صبر بکلی خراب کرد
جورت در امید بیکبار درگرفت.سعدی ( بدایع ).خرابت کند شاهد خانه کن
برو خانه آباد گردان بزن.سعدی ( بوستان ).بناز اگر بخرامی جهان خراب کنی
بخون بنده اگر تشنه ای حلال ای دوست.سعدی ( بدایع ).|| شکستن. بهم ریختن. ( از قبیل دل و فکر ) پریشان کردن:
دلی خراب مکن بیگنه اگر خواهی
که سالها بودت خانمان ملک آباد.سعدی. || تباه کردن. مشوب کردن. فاسد کردن. || از پای در افکندن، چنانکه شراب بسیار باده خوار را. سخت کسی رامست کردن:
شرابم ده و روی دولت ببین
خرابم کن و گنج حکمت ببین.حافظ.زآن پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما راز جام باده گلگون خراب کن.حافظ.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - ویران کردن مقابل آباد کردن. ۲ - تباه کردن.

ویکی واژه

خراب‌کردن
خراب‌کاری.

جمله سازی با خراب کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۳۶۲ خورشیدی جهت گسترش و احداث گنبد و بارگاه جدید تصمیم گرفته شد که ساختمان موجود را خراب کنند، علیرغم تمام مخالفت‌های محلی سرانجام در شب تاسوعای ۲ مهر ۱۳۶۲خ قسمتی از آن را با لودر خراب کردند.

💡 و گفت: تا تو از شکم مادر بیرون آمدهٔ در خراب کردن عمر خودی، رحمةالله علیه.

💡 وی دربارهٔ مصادره کارخانه ایران کاوه و تغییر نام آن می‌گوید که «به خاطر عِرق به کشور و علاقه به کاوه آهنگر، نام «ایران کاوه» را برگزیدم. کاوه یک حقیقت بود، ما که اختراع نکردیم. منتها بعدها خراب کردن اسم «کاوه» و ما را! همه را با هم خراب کردند، همین طایفه‌ای که هیچ علاقه‌ای به صنعت نداشتند!»

💡 ابابیل پرنده‌ای کوچک است که در قرآن کتاب دینی مسلمانان از آن یاد شده است که به دستور خداوند برای نابودی سپاه ابرهه که برای خراب کردن کعبه رفته بود در آسمان پدیدار شد و با پرتاب سنگ، سپاه ابرهه را نابود کرد.

💡 خراب کردند این قوم ملک ایران را به باد دادند آیین و دین و ایمان را

گول یعنی چه؟
گول یعنی چه؟
زورق یعنی چه؟
زورق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز